حذيفهء يمانى « 1 » گُزينِ عرب * مغيره بُد و عمرو معدى كرب
جرير ابن عبد اللّه بجليان « 2 » * چو قيس ابن مكشوح ، شير ژيان
عبيد اللّه آن پاك پور عُمَر * به حكم پدر بست چون كُه كمر
1675 ز شهرِ مدينه سپه يك هزار * برفتند با اين سران بادْوار
به مُلكِ مداين سراسر به هم * رسيدند با كوشش و باد و دم
سپه عرض كردند وز آن سى هزار * برفتند تازان سوى كارزار
چنان سخت شد كار جنگاورى * كه جان از تن و دل ز جان شد بَرى
دعا كرد نعمان به پيشِ خدا * كه : « يا رب شهادت ده اكنون مرا
1680 ظفر دِه در اين جنگ اسلام را * زبونى بدانديش خودكام را »
چنين گفت پس : « چون در آوردگاه * ز دشمن شود روز بر من سياه
حذيفه بود مير بر مؤمنان * كه كرده است سيّد خطابش همان » « 3 »
ز مردى پس آنگاه تكبير كرد * زِ دشمن همى جُست جنگ و نبرد
چنين تا به دست عدو شد شهيد * روانش بدان جاى نيكان رسيد « 4 »
1685 حذيفه سپهدار گشت آن زمان * بسى كرد پيكار با كافران
ز شبگير تا بر فلك خور بگشت * همى كرد كوشش دو لشكر به دشت
از آن پس نهيبى خداوندگار * به دشمن برافگند در كارزار
سپاه عجم شد هزيمت ز جنگ * سراسر گريزان شدند بىدرنگ
خَسك بود در پيشِ ايشان به راه « 5 » * پس اندر مُسُلمان شده رزمخواه
1690 از ايشان به نزديكى صد هزار * از اين جنگ جُستن تبه گشت زار
سپهدارشان با گروهى به راه * به همدان همى رفت از آن رزمگاه « 6 »
هامش
( 1 ) ( ب 1672 ) . : حذيفة بن يمان .
( 2 ) ( ب 1673 ) . در اصل : حرير ابن عبد اللّه نحليان . « جرير بن عبد اللّه البجلى » . مصراع دوم : در اصل : قيس ابن مكسوح .
( 3 ) ( ب 1682 ) . در اصل : خطابش ؟ ؟ ؟ مان .
( 4 ) ( ب 1684 ) . طبرى 5 / 1957 : نخستين كسى كه در روز فتح الفتوح شهيد شد ، نعمان بن مقرن بود ( و چنان بود كه مردم كوفه و مسلمانان فتح نهاوند را چنين نام داده بودند ) .
( 5 ) ( ب 1689 ) . خَسَك : خارهاى سه گوشه كه از آهن سازند و در سر راه دشمن اندازند . ( ناظم الاطباء ) .
( 6 ) ( ب 1694 - 1691 ) . منظور « فيرزان » وى از ميان كشتگان نبردگاه جان برد و با معدود فراريان سوى همدان -