عزلت قدامه « 1 » و امارت ابو هريره بر بحرين
از آن پس ز بحرين رسيد آگهى * كه در وى قدامه كُند بيرهى
1630 شب و روز با باده و ميگسار * همى باشد و كارِ دين كرده خوار
چو استاد باشد به دين اينچنين * ز شاگرد خود چون توان جُست دين
برافتاد دين اندر آن بوموبر * برنجيد ز اين از قدامه ، عُمر
ورا كرد معزول در حال از اين * بدان كار شد بو هريره گزين
بياورد او را و حدّ زد بر آن * كه ديگر نسازد كسى آنچنان
غزو نهاوند و ظفر اسلام بر عجم
1635 چو سال عرب رفت در بيست و يك « 2 » * عجم يافت نكبت زِ گشت فلك
ز معزولى سعد پيش عجم * خبر رفت ميرانشان بيشوكم
به نزديكى يزدگرد آمدند * به رى هركه بودند گِرد آمدند
بگفتند با شَه : « ز قوم عرب * توان اين زمان جُست شور و شغب
كه آن پهلوانشان سپهدار نيست * ز كسشان در اين وقت تيمار نيست »
1640 پسنديد شاه و به هربوموبر * كه بُد مانده در حكم آن تاجور
به پيش كنارنگ و ميرِ و سپاه * فرستاد و خواندش بدان بارگاه
سپه سوى درگه نهادند سر * اميرى نبودش به درگاه بَر
كه شايد سپهبد شود بر سپاه * تواند شدن از عرب رزمخواه
اميرى كهن بود نامآورى * به مرزِ نهاوند با لشكرى
1645 كه فيروزن او را لقب كرد باب * الف كم شد از وزن اندر خطاب
هامش
( 1 ) عنوان . : قدامة بن المظعون .
( 2 ) ( ب 1635 ) . طبرى 5 / 1930 ، ابو جعفر گويد : به گفتهء ابن اسحاق جنگ نهاوند در اين سال بود . ابو معشر و واقدى نيز چنين گفتهاند ، امّا به گفتهء سيف بن عمرو ، جنگ نهاوند به سال هيجدهم هجرت و سال ششم خلافت عمر بود . و در صفحه 1959 آمده است : شهر نهاوند در آغاز سال نوزدهم به سال هفتم خلافت عمر گشوده شد كه سال هيجدهم به سر رسيده بود .