تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
كه خويشان مااند آن مؤمنان * چو هاجر از آن قوم بُد بىگمان كنون مىگزاريم حقّ شما * وز آن مىنجوييم پيكار ما اگر درپذيريد دينِ خدا * بيابيد كام دو گيتى ز ما 1575 وگر جزيه بر خويش گيريد از اين * امان باشد از كوشش و جنگ و كين » بر اين خواست يك ماه مصرى امان * كزين دو گزيند يكى آن زمان « 1 » مسلمان زمان [ داد ] « 2 » و مصرى نهان * همى كرد ترتيبِ جنگ آن زمان چو آگاه شد زين سخن عمرو زود * بشد با بدانديش جنگ آزمود گرفتند آن شهر اندر حصار * دليرى نمودند در كارزار 1580 زبير عوام و گُزين يك گروه * بر ايشان يكى حمله بردند چو كوه براندند از بارو مصر مرد * برفتند بالاى بارو چو گَرد فرود آمدن را بجستند راه * ز مصرى سپه خاست فرياد و آه بَرِ جاثليق آوريدند رو * در آن كار گشتند از او چاره‌جو بديشان چنين گفت آن پيشوا : * « نمىديدم اين جنگ جُستن روا 1585 كه اين قوم بر خسروان عجم * بزرگان اطراف از بيش‌وكم ز دولت شُده‌ستند پيروزگر * چه باشد مرا پيش ايشان خطر و ليكن بگفتِ مقوقس نبرد * همى جست بايست و پيكار كرد چو جستيم جنگ و چنين گشت كار * نِيم اين زمان مردِ اين كارزار بجز جزيه پذرفتنم چاره نيست « 3 » * كه خواهد شدن زين سپه ياره نيست » 1590 شدند يكزبان اندر اين مصريان * به فرياد جُستند صلح آن زمان گرفتند برِ خويش جزيه تمام * روا كردشان عمرو از اين كار كام گشودند دروازه‌ها مصريان * به مصر اندرون شد مسلمان دمان نكوهيد زين عمرو را « 4 » مَر زبير * كه من گشته بودم بر اين شهر چير
هامش
( 1 ) ( ب 1576 ) . در طبرى 5 / 1923 آمده است : عمرو گفت : سه روز مهلت مىدهيم كه بنگريد و با قومِ خويش سخن كنيد ، سپس با شما جنگ مىكنيم . گفتند : مدت را بيفزاى و عمرو روزى بيفزود . بازگفتند : مدت را بيفزاى و عمرو يك روز ديگر بيفزود . ( 2 ) ( ب 1577 ) . در اصل [ داد ] نيامده است . ( 3 ) ( ب 1589 ) . در اصل : سه باره نيست . ياره - قوّت ، توان ، توانايى . ( 4 ) ( ب 1593 ) . در اصل : زين عمر را .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 151 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى