تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
در آن شهرشان برد از راه آب * سپه كرد در فتح كردن شتاب بر آن شهر گشتند پيروزگر * ز فرمانشان كس نپيچيد سر 1515 به قلعه درون هرمزان و سپاه * شدند از مسلمان از اين صلحخواه كه او را فرستد به پيشِ عُمر « 1 » * بكوشند در قتل آن نامور بر اين صلح كردند و او را به راه * انَس برد و احنف « 2 » از آن جايگاه مسلّم از آن شد همه خوزيان * عجم يافت زين كار بر جان زيان چو نزديكىِ شهر شد هرمزان * بپوشيد تاج و لباسِ شهان 1520 ز شهرِ مدينه به خانِ عُمر * شدند و نبود او بدان خانه در به مسجد بُد او خفته درويش‌وار * بدان جا شدند آن سه والاتبار عُمّر را چو ديد آن‌چنان هرمزان * چنين گفت با آن دو مرد آن زمان « 3 » كه اين سيرت از خسروى برترست * همانا كه اين مرد پيغمبرست بگفتند نه شه نه پيغمبر است * كه اسلاميان را چنين درخور است 1525 بر او بَر چو چشم عمّر برفتاد * به هم برنهاد و چنين كرد ياد برآريد ازو جامهء كافران * بپوشيد چيزيش چون مؤمنان به فرمان انَس جامه زو دركشيد * بپوشيدش آن چيز شايسته ديد مغيره به حكم عُمر ترجمان * شد و زين سخن خواست از هرمزان چنين گفت با ترجمان هرمزان : * « ز مرده كنم ياد ار زندگان ؟ » « 4 » 1530 عُمر گفت : « از مردگان كس سخن * نپرسند ، از « 5 » زندگان ياد كن » به دو هرمزان گفت : « از اين‌رو مرا * ز كُشتن رهانيدى اى پيشوا » عُمر گفت او را : « چه چيزست امان ؟ » « 6 » * بگفت : « آن‌كه پرسيدى از « 7 » زندگان » عُمر گفت : « نى ، بُد مرا آن مراد * كه از زندگان بايدت كرد ياد
هامش
( 1 ) ( ب 1516 ) . شايد صورت « فرستند پيش عمر » مناسب‌تر باشد . در اصل : نكوشند در قتل . ( 2 ) ( ب 1517 ) . منظور « انس بن مالك و احنف بن قيس » . ( 3 ) ( ب 1522 ) . در اصل : مردان زمان . ( 4 ) ( ب 1529 ) . در اصل : از زندگان . ( 5 ) ( ب 1530 ) . در اصل : نبرسند ار . ( 6 ) ( ب 1532 ) . مصراع اول ، در اصل : عمر كفت وجه جيزست امان . ( 7 ) ( ب 1532 ) . در اصل : برسيدى ار .