تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
به دربند بُد مهترى سرفراز * كه بُد نام آن مير شهره‌براز « 1 » به پيغام با او درِ صُلح زد * كه تا بازدارد از اين مُلك بد نماند ز كُفّار آن بوم‌وبر * رساند به اسلاميان كس ضرر سراقه كه از عمرو بودش نژاد * به ميرى در آن مملكت ايستاد 1410 دگر عبد رحمن ربيعه « 2 » گهر * به ميرىِ لشكر برافراخت سر به گرجيستان ، « 3 » بكر « 4 » لشكر كشيد * به جنگ آن ولايت به چنگ آوريد به دربند شد عبد رحمن گُرد * سپاهى جهانگير با خود ببُرد در آن مُلك فرسنگ بيش از دويست * برفت و عُدو را همى كرد نيست بجستند پيكارش آن مردمان * كه بودى بر اسلاميانشان گمان 1415 سِلاحى بر اسلاميان كارگر * نباشد به پيروزى دادگر چو معلوم كردند از اين قوم نيز * توان مرد كشتن ز روى ستيز به پيكارشان آمدند آن زمان * وز اين بازگشت اين سپاه دمان گذشتند از شهر دربند زود « 5 » * بدين كشور آن لشكر آمد فرود وز آن‌روى عتبه « 6 » چو از شهرِ زور * گذر كرد در دشمن افتاد شور 1420 سياووش بُد « 7 » ميرِ لشكر درُو * بيامد ز اسلام شد جنگجو بسى جنگ كردند هردو سپاه * بسى لشكر از هردو رو شد تباه سياووش « 8 » سرانجام شد دستگير * نگه داشت عتبه مر او را « 9 » اسير كه حكّام ديگر ولايات رام * شدندى بناچار از هرمقام چنين تا همه آذرآبادگان * درآمد به فرمان او آن زمان
هامش
( 1 ) ( ب 1406 ) . شهربراز ، صحيح است . ( 2 ) ( ب 1410 ) . : عبد الرحمان بن ربيعة ذو النور الباهلى . ( 3 ) ( ب 1411 ) . گرجستان . ( 4 ) ( ب 1411 ) . منظور « بكير بن عبد اللّه » است . ( 5 ) ( ب 1418 ) . در اصل : دربند رود . ( 6 ) ( ب 1419 ) . در اصل : روى عصمه . ( 7 ) ( ب 1420 ) . طبرى ، اسفندياذ پسر رستم فرخزاد و ، العبر ، اسفنديار برادر رستم آورده است . ( 8 ) ( ب 1422 ) . كذا . ( 9 ) ( ب 1422 ) . در اصل : عصمه مر او را .