ابو موسىِ اشعرى شد امير * شدندش همه بصره فرمانپذير
فتوح آذربايجان و اران و ارمن
1390 دو لشكر عُمر از سپه برگزيد * كه شايستهء فتح اسلام ديد
دو كس را بر آن هردو فرمود سر * كه بُد هريكى مهترى نامور
يكى بكر عبد اللّه « 1 » آمد به نام * دوم عُتبهء فرقد « 2 » خويشكام
بفرمود تا بكر « 3 » با آن سپاه * به مُلك خلاط اندر آيد ز راه
بر ارّان و ارمن از او بگذرد * شماخىّ و شروان به چنگ آورد
1395 چنين تا به دربند و درياكنار * مسخّر كند هرچه باشد ديار
شود عتبهء فرقد « 4 » بر جنگ و شور * سپه را برد بر ره شهرِ زور
بگيرد همه آذرآبادگان * كه گردند مأمورش آزادگان
به فرمان برفتند هردو به راه * به پيكار بردند جنگى سپاه
به خلاط « 5 » چون بكر آمد فراز * در او گشت با ارمنى رزمساز ( 252 )
1400 تبه كرد بىمرّ از آن مردمان * دگر گشت فرمانبرش آن زمان
از آنجا به ارّان و ارمن كشيد * ولايات بىمرّ به چنگ آوريد
شماخى و شروان و آن بوموبر * همه مُلك گشتاسفى « 6 » سربهسر
به اميّد و بيم و به وعد و وعيد * مر او را همه مُلك فرمان گزيد
چنين تا به دربند اميرى نماند * كه منشور فرمان او برنخواند
1405 گروهى پذيرفت از آن قوم دين * گروهى دگر جزيه پذرفت از اين
هامش
( 1 ) ( ب 1392 ) . منظور « بكير بن عبد اللّه الليثى » .
( 2 ) ( ب 1392 ) . در اصل : عصمه ؟ ؟ ؟ . عتبة بن فرقد السلمى .
( 3 ) ( ب 1393 ) . منظور « بكير » است . خلاط - شهرى معمور و مشهور و پربركت و مركز ارمنستان ميانه .
( مراصد الاطّلاع )
( 4 ) ( ب 1396 ) . در اصل : عصمه ؟ ؟ ؟ .
( 5 ) ( ب 1399 ) . در اصل : باخلاط .
( 6 ) ( ب 1402 ) . گُشتاسفى : از كنار آب دريا ولايت گشتاسفى است ، گشتاسف بن لهراسب ساخت و نهرى بزرگ از آب كر و ارس بريده است و از آن جويها برداشته . ( لغتنامه دهخدا )