تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
سهيل بن عمرو و دگر مهتران * كه در شام بودند از سروران در اين رنج گشتند يكسر تباه * سپاه آنچه ماندند شد بىپناه 1295 عُمّر شد پرانديشه در كارشان * كه دشمن كند قصد آزارشان اميرى خردپيشه بايست و گُرد * كه شايد به دو آن سپه را سپرد نديد از بزرگان به پيش و به پس * در اين كار به از معاويّه « 1 » كس

امارت معاويه بر شام به حكم عمر خطّاب

به ميرى معاويه را برگزيد * كه داننده‌تر زو يكى را نديد به دو داد ميرى به اقليم شام * گزيد او دمشق از براىِ مُقام 1300 در آن دولتش ياورى كرد سخت * چنين تا به دو داد ديهيم و تخت پسر بر پسر تا بسى ساليان * اموّى بُدى حاكم اندر جهان ( 250 ) شده كانِ دولت دمشق اندر آن * شدى دار ملك اندر آن دودمان ولى هم از ايشان جهان كرد بس * بلى جاودانه نماند به كس

عزيمت عُمر خطّاب به شام و مراجعت از راه

از آن پس عُمر خواست سوى عراق * رود بازداند وفاق و نفاق 1305 ز عُمّال و از مردمِ زيردست * چگونه‌ست احوال آن بوم و رست در اين حالت آمد بَرش آگهى * كه از شاميان دور شد فرّهى كنند كارها بر طريق هوا * در او مىشود سازِ دين بىنوا نگردد در او حكمِ مهتر روان * سرى مىكشند هريكى از گَوان على را عُمر كرد نايب به شهر * پس آنگاه از راه برداشت بهر 1310 در آن راه آمد به پيشش خبر * كه باقى است طاعون در آن بوم‌وبر دورا گشت در رفتن و يا شدن * سگالش در آن گشت واجب زدن سگالش در اين كرد با ياوران * دگرگونه گفتند هريك در آن
هامش
( 1 ) ( ب 1297 ) . : معاوية بن أبى سفيان بن حرب بن اميّة بن عبد شمس بن عبد مناف .