وفات ابو عبيدهء جرّاح التاسع عشر « 1 »
چو سالِ عرب بر دَه و هشت گشت * ز اسلاميان بىكران درگذشت
ز طاعون « 2 » وبايى به شام اندرون * پديد آمد از شرح دادن فزون
در آن مُلك گشتند چندان هلاك * كه بىغسل و تكفين سپردند به خاك
1280 عُمر خواند جرّاح را پيش خود * چنين پاسخش داد آن پُرخرد
كه : « شك نيست كز مهربانى مرا * طلب كرد نزديك خود پيشوا
كه ايدر مبادا سر آرم زمان * ولى بنده دارد مراد اين زمان
كه گردم در اين رنج اندر تباه * كه دارم به ياد از رسول آله
هرآن كو به طاعون شود در نهان * بود چون شهيدان به هردو جهان
1285 چو در جنگها آرزو بُد مرا * بيابم شهادت به وقت غزا « 3 »
نكردم به روزى خداوندگار * تو اين دولت از من كنون برمَدار »
دعا كرد او را عمر اندر اين * وز اين شد تباه آن اميرِ گزين
نُهم ز آن دهه بود كز دادگر * رسانيدشان مژده فخرِ بشر
بُدش بيست و هفت سال كو يافت دين * سى و يك در اسلام بُد همچنين
1290 بُدش مدّت عمر پنجاه و هشت * كه در شام از اين دار فانى گذشت
به گيتى نماند هيچ نسلش به جا * بَر او باد رحمت بسى از خدا
يزيد ابن صخر « 4 » و گزين شرحبيل * معاذ جبل « 6 » مهترِ بىبديل « 5 »
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : وفات ابو عبده جراح تاسع العشره .
( 2 ) ( ب 1278 ) . به طاعون « عمواس » شهرت دارد . ابن اسحاق و ابو معشر گويد : طاعون عمواس به سال هيجدهم بود ولى به پندار سيف به سال هفدهم بود . ( طبرى 5 / 1868 و 1871 ) و تاريخ يعقوبى 2 / 7 - 36 ، عمواس بلوكى از فلسطين نزديك بيت المقدس كه اين طاعون از آنجا درآمد و در شام فراوان كشت . نرخ گران شد و مردم دست به احتكار زدند . پس عمر از احتكار جلو گرفت .
( 3 ) ( ب 1285 ) . در اصل : بوقت عزا .
( 4 ) ( ب 1292 ) . در اصل : بريد ابن صخر . يزيد بن ابى سفيان .
( 5 ) ( ب 1292 ) . در طبرى 5 / 1871 و العبر ، آمده است ، وقتى خبر درگذشت ابو عبيده و يزيد بن ابى سفيان به عمر رسيد ، معاوية بن ابى سفيان را سالار سپاه و خراج دمشق كرد و شرحبيل بن حسنه را به سپاه و خراج اردن گماشت .
( 6 ) ( ب 1292 ) . در اصل : معاد جبل .