تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
1235 به نصرت بَرم نصرت از كردگار * شود از پى كار دين آشكار » همين سال سعد ابن وقّاص شير * سپاهى گُزين كَرد گُرد و دلير

فتوح ولايات ديار بكر و ظفر اسلام « 1 »

سپهدار عياض بود اشعرى « 2 » * كه مشهور بودى به جنگاورى پسر را كه بودى عُمر نامِ او * فرستاد با آن يلِ جنگجو به ملك ديار بكر از بهر جنگ * ز كوفه فرستادشان بىدرنگ 1240 در آن كشور اين نامبرده سپاه * به هرشهر شد بهره‌اى رزمخواه سهيل ابن عدّى به رقّه چو باد * نخست از همه با سپه رونهاد ابو موسىِ اشعرى همچنين * به سوى نصيبين روان شد به كين عُمر ابن سعد گزين با سپاه * سوى رأس عين شد شتابان به راه به حرّان شد عبد اللّه « 3 » نامور * كه بودش ز حسّانِ ثابت گهر 1245 به شهر رها رفت عياضِ گُرد * سپاهى جهانگير با خود بُبرد به اربيل و موصل به مافارقين « 4 » * برفتند نام‌آوران همچنين به صلح و به جنگ و به هرداورى * درآمد سراسر به فرمانبرى گروهى مسلمان شدند ز آن ديار * دگر جزيه بر خود گرفتند خوار در آن مُلك يك نامبرده نماند * كز اين هردو نامه يكى برنخواند 1250 مگر شد بنى تغلبى « 5 » راهجو * سوى روم كردند از آن مُلك رو چو پيش عُمر آگهى رفت از اين * به قيصر فرستاد و گفت اين‌چنين : « گر اين مردمان را بدين ملك باز * بخواهى فرستادن اكنون فراز همه روميان را ستانيم چيز * نمانيم ماندن در اين مُلك نيز » ( 249 ) فرستاد قيصر مر آن قوم را * از اين‌رو به نزديكِ آن پيشوا
هامش
( 1 ) عنوان . در اصل : ؟ ؟ ؟ بكر و ربيعه ؟ ؟ ؟ اسلام . ( 2 ) ( ب 1237 ) . منظور « عياض بن غنم الفهرى » . ( 3 ) ( ب 1244 ) . ظاهرا منظور « عبد اللّه بن عبد اللّه بن عتبان » است . ( 4 ) ( ب 1246 ) . ميافارقين ، صحيح است . ( 5 ) ( ب 1250 ) . در اصل : شذ بنى ثعلبى .