تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
به روز چهارم خدا ز آسمان * فرستاد نكبت بَرِ بدگمان برآمد يكى باد از آن رزمگاه * همى خاك زد بر رُخِ آن سپاه از آن ديدهء روميان گشت كور * نديدند پايان آن جنگ و شور 1190 به راهِ هزيمت سراسر ميان * ببستند هركو بُد از روميان مسلمان به پى بَر از ايشان اسير * گرفتى و كُشتى همى خيره خير چو شد كار اسلاميان دلفروز * مدد پيششان رفت بعد از سه روز سبك بو عبيده به پيش عُمر * فرستاد و زين كار كَردش خبر ز خالد در آن شكرِ بسيار گفت * كز او اين سپه گشت با كام جفت 1195 عُمر بود از شهر رفته به راه * همى خواست آمد به پيش سپاه چو آگاهى فتح مؤمن شنيد * ز ره باز سوى مدينه كشيد بَرِ بو عبيده به پاسخ سَخُن * در آن كار از اين‌گونه افگند بُن كه گرچه سپاه عراق اين زمان * نَبردى بجستند از آن بدگمان ولى چون به ياريگرى راهجو * شدند بهره‌شان داد بايد نكو 1200 كز اين كارشان دست و دل نشكند * سپاهى دگر نيز يارى كند عراقى يكى بُرد و شامى دو زين * به حكم عُمر بخششان شد چنين چو زين جنگ آمد به رومى گزند * از اين كار شد نامِ خالد بلند ازو ديدى اين فرّهى هركسى * بر اين تهنيت كردى او را بسى ( 248 ) گروهى به پيشش نهادند رو * ثناخوان از اين كار گشته بَرو 1205 نوازيد خالد بر اين كارشان * هميدون عطا داد بسيارشان

عزلت خالد از امارت شام و رفتن او به مدينه

چو پيشِ عُمر آگهى رفت از اين * كه مردى چنان كرد و بخشش چنين از او كرد رنجش دگر ره عُمر * چو بَد كردى اندر ميان پيشتر بَرِ بو عبيده فرستاد مرد * به پيغام با او چنين ياد كرد كه خالد به اسراف بگشاد دست * همى مىكند خيره « 1 » اموال پست
هامش
( 1 ) ( ب 1209 ) . در اصل : حيره .