تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
زنان نبى هريكى را از آن * درم بهره بُد ده هزار آن زمان 945 به عايشه مىداد از آن بيشتر * چو با او بُدى بِه خديو بشر نپذرفت زن گفت عُمّر به دو : * « به درويش ده تا بود مزدِ تو » « ندانم » « 1 » به دو گفت : « درويش را * نبايد از اين مال بيشى مرا » نصيب سرارى ز بخش زنان * همى داد كمتر عُمر آن زمان بگفتند : « ما را خديو امم * ندادى از آن كم ، مده كم تو هم » « 2 » ( 243 ) 950 بسان زنان بهره‌شان داد مَرد * از اين‌رو از آن هيچ باكم نكرد ز قوم مهاجر به هريك از آن * سپردى درم پنج هزار آن زمان تن خويشتن چون مهاجر شمرد * فزونتر از آن قوم چيزى نبُرد ز انصار هريك كه بدرى بدند * درم چار و پانصد از آن بستدند وز ايشان هرآن كو نجست آن نبرد * از آن كمترش پانصد بهره كرد 955 دگر هركه ديندار شد ز آن سپس * كه تا بود بر مكّه‌شان دسترس سه باره هزار و به سر پانصد * به هريك سپردى سپهدارِ رد هرآن كو از آن پس پذيرفت دين * چنين تا فرو شد رسول گزين بُدى بهرهء او سه‌باره هزار * به فرمانِ آن مهتر نامدار هرآن كو به گاهِ ابو بكر دين * پذيرفت ، كم پانصد يافت زين 960 به عهد عُمر هركه پذرفت دين * دوباره هزارش بُدى بهره زين بفرمود تا دفترى اندر آن * نوشتند و بنياد بودى بر آن چو از خمس گِرد آمدى خواسته * چنين بخش كردندى آراسته بر اين صخر و صفوان و جمعى سران « 3 » * كه در مكّه بودند از مهتران
هامش
- خويشتن آغاز كن . گفت : نه ، از عموى پيمبر خدا صلى اللّه عليه و سلّم آغاز مىكنم ، آنگاه هركه به او نزديكتر است . ( طبرى ، 5 / 5 - 1794 ) ( 1 ) ( ب 947 ) . ندانم - نمىشناسم . ( 2 ) ( ب 949 ) . به زنان پيمبر ده هزار ده هزار مقررى داد ، مگر آنها كه سابقهء بردگى داشتند ، زنان پيمبر گفتند : « پيمبر نصيب ما را بيشتر از آنها نمىداد ، ما را برابر كنيد » و چنان كرد . ( طبرى ، 5 / 1796 ) ( 3 ) ( ب 968 - 963 ) . منظور از « صخر » : ابو سفيان است ، صفوان بن اميه و حارث بن هشام و سهيل بن عمرو ، و كسانى را كه در فتح مكه مسلمان شده بودند مقررى از مسلمانان پيشين كمتر داد كه از گرفتن آن خوددارى كردند و گفتند : قبول نداريم كه كسى از ما گراميتر باشد . عمر گفت : مقررى به ترتيب سابقه در اسلام مىدهم ، -