تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥

فتح قيساريهء شام به سعى معاويه

به قيساريه « 1 » چون معاوّيه رو * درآورد با لشكرى جنگجو 845 خبر شد به فيقار از كار او * بياورد لشكر به پيكارِ او سپه بود چون مؤمنان پنج بار * بترسيد اسلامى از كارزار چنين گفت : « بايد مدد خواستن * پس اين جنگ و پيكار آراستن » معاويه گفتا : « نجسته نبرد * نگشته هويدا ز نامرد مرد چرا رنجه دارم دلِ پيشوا * ز روى دليرى نبينم روا ( 241 ) 850 چو جوييم از اين دشمنان كارزار * گَرم عجز باشد كنم خواستار » پس آنگاه فيقار « 2 » بهرى سپاه * فرستاد تا زو شدند رزمخواه پس از جنگ و جوش و پس آزرم و كين * به دو كرد اسلام را حقّ در اين سپهدار كفّار شد كُشته زار * سپه در هزيمت برفتند خوار از اين كار فيقار « 3 » شد دردمند * كه بر لشكر آمد ز دشمن گزند 855 سپاهى و شهرى هرآن كس كه بود * برون بُرد و در جنگ تيزى نمود ببستند جنگ و گشودند چنگ * نكردند در كار كوشش درنگ به توفيقِ يزدان و يارى بخت * بر اسلام آسان شد آن كار سخت فرستاد يزدان مدد ز آسمان * برآمد ز ناگاه بادى دمان همى خال زد بَر رُخ بدسگال * نديدى بدانديش جاى جدال 860 همى كُشت از اين‌سان مسلمان بزار * هزيمت شد آن لشكر بىشمار مسخّر شد آن شهر زين جنگِ سخت * معاويّه « 4 » زين نامور شد ز بخت بُد اين اوّلين جنگ آن رزمزن * وز اين شد سرافراز بر انجمن
هامش
( 1 ) ( ب 845 ) . در اصل : شذ ؟ ؟ ؟ ففار . ( 2 ) ( ب 851 ) . در اصل : آنكاه ففار ؟ ؟ ؟ . ( 3 ) ( ب 854 ) . در اصل : كار ففار ؟ ؟ ؟ . ( 4 ) ( ب 861 ) . : معاوية بن ابى سفيان .