تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
780 پس از وى بشد خالد ابن وليد * به پيكار بدخواه لشكر كشيد پس از هردو شد بو عبيده به راه * به رسم عدو برد جنگى سپاه ز شامى سپه مهترِ مرج « 1 » رود * كه توذر « 2 » پدر نام او كرده بود روان گشت با لشكرى رزمزن * مگر كاندر اسلام آرد شكن دمشق اندر آرد ز مردى به دست * كُند اندرو كار اسلام پست 785 از اين آگهى سوى خالد رسيد * روان شد به پيكار او با يزيد شدند جنگجو از عدو هردوان * بَسى جوى خون در ميان شد روان سرانجام توذر « 3 » تبه گشت زار * سپاهش گريزان برفتند خوار ز رَه خالد ابن وليد و يزيد * سوى مرج از آن مرز لشكر كشيد فرود آمدند پيش شهر اين سپاه * همى داشتند راهِ دشمن نگاه 790 به انطاكيه هرقل و روميان * دگر روز آگه شدند ز آن زيان روان گشت هرقل از آن جايگاه * به شهر رها اندر آمد ز راه سوى حمص ازو لشكرى جنگجو * شتابان فرستاد پيش عدو سپاهى دگر را گزين كرد زود * كه بهر شبيخون سزاوار بود برِ بو عبيده فرستاد مرد * كه جويند ناگاه از وى نبرد 795 خود آگاه بُد بو عبيده ز كار * برآورد ناگاه زيشان دمار وز آن رَه بيامد به پيشِ سپاه * ز حمصى شدند مؤمنان رزمخواه ز فاييز تا وقتِ روى بهار « 4 » * همى داشتند حمص اندر حصار همه روزه بودى درو چالشى * وز آن يافتى بدگمان مالشى از اين گشت بر حمصيان كار تنگ * نديدند درمانِ آن شور و جنگ ( 240 ) 800 ز هرقل شدندى در آن چاره‌جو * در آن كارشان صبر فرمودى او مگر بر مسُلمان شود تنگ كار * نجويند ديگر نبرد از حصار ندانست تنگى بود در درون * شود خوشّى قوم بيرُون فزون
هامش
( 1 ) ( ب 782 ) . جنگ مرج روم ، مرز كه بايد ايرانيان نام آن را گذاشته‌اند و عرب زاء را به جيم تبديل مىكنند . ( كامل 2 / 287 ) ( 2 ) ( ب 782 ) . مصراع دوم در اصل : نوذر ، « منظور ، توذرا بطريق » ( 3 ) ( ب 787 ) . در اصل : نوذرتبه . « توذرا بطريق » . ( 4 ) ( ب 797 ) . چنين است در اصل : « روى بهار » آيا به معنى « آغاز و يا نزديك بهار » است ( ؟ )