تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
ز روى حقيقت چه جاى عراق * بگيرند گيتى بدين اتّفاق » وز اين كار بودش چنان آرزو * كه گردند قومش مگر صلحجو چو ز ايشان كسى را نُبد صلح را « 1 » * به شبگير شد مرد جنگ‌آزما

غزو نخست قادسيّه به زمين ارماث « 2 »

صف لشكر خود بياراست مرد * كشيدند صف لشكرش در نبرد 555 به مرزى كه ارماث بُد نام آن * درآمد عجم چون هزبر دمان ز دُمّل بُدى سعد « 3 » سست و فگار * نبودش توان تا كه گردد سوار اميرىّ لشكر به خالد سپرد * كه از عرفطه گوهرش بود و خرد ندادندى اسلاميان اين رضا * كه باشد امارت بر ايشان ورا چنين گفت سعد : « از رسول گزين * شنيدم در اين كار روزى چنين 560 كه هركو شود مير بر مؤمنان * مجوييد دورى ازو كس در آن نظر بر گُهر نيست در كار دين * بود زهد و دانش در اين دين گُزين دگر آن‌كه بگذاشتن رزمگاه * نجسته نبردى شدن سوى راه بيابان بىآب و گرماى سخت * به پيش است گردد درو شوربخت به دنيى و عقبى ز خلق و خدا * بود شرمسارى از آن بهرِ ما 565 از اين نيست چاره « 4 » كه در رزمگاه * شدن بايد از بدگمان رزمخواه كه حق وعده كرده‌ست روى زمين * درآرد سراسر در اين پاكدين نخواهد خدا وعده كردن خلاف * شكن بر عدو افگند زين مصاف » به سمعِ رضا مؤمنان گفتِ او * شنيدند و گشتند پرخاشجو به بالاى كوشكى برآمد امير * نظاره‌كنان در صف داروگير 570 به اسلاميان گفت : « تكبير من * همى گوش داريد بر انجمن كه بىوقت رفتن ز تيزى به جنگ * كند بر جهانجو همى كار تنگ »
هامش
( 1 ) ( ب 553 ) . : « از آنان كسى را راى صلح نبود . . . » . ( 2 ) عنوان . غزو نخست قادسيه به روز ارماث ، يوم ارماث و جنگ ارماث نيز مشهور است . ( 3 ) ( ب 556 ) . : سعد بن أبى وقاص . ( 4 ) ( ب 565 ) . در اصل : ازين بيست جاره .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 100 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى