تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
شد از كار اين خواب رستم دژم * كه دولت سرآيد از اين بر عجم 505 به شبگير چون آگهى يافت مرد * كه با پهلوانان طليحه چه كرد به دل گفت : « ار از حكم پروردگار * نبودى به مُهر آلت كارزار طليحه نديدى چنان دسترس * دليل شكستم مر اين كار بس » شكسته دل و دست از اين سخت‌كار * روان كرد لشكر سوى كارزار دو لشكر برابر به يك جايگاه * فرود آمدند مهتران و سپاه 510 شبانگاه عمرو بن معدى كرب * چو قيس هبيره گزين عرب سديگر طليحه هُزبر دمان * شدند از عدو جنگجو آن زمان بكُشتند از ايشان ده و دو به جنگ * سه تن را گرفتند اسيران به چنگ غنيمت ببردند چندى به راه * همان شب شدند باز پيش سپاه به فال اين نكو داشت سعدِ دلير * چو گشتند دو ره بر بدانديش چير 515 خبر زين فرستاد پيش عمر * وزو خواست ياور به لشكر دگر برِ بو عبيده به اقليم شام * فرستاد عمّر به زودى پيام كه تا شش هزار از دلاور سپاه * به يارى فرستاد آن جايگاه سپهدارشان هاشم « 1 » نامور * كه با سعد بودى برادر پسر چو قعقاع بن عمرو آن شيرجو * كه جز جنگ شيران نكرد آرزو

به خواب ديدن موبد نكبت عجم و دولت عرب

520 چنان در عجم ديد موبد به خواب * كه بر آسمان ريخت از دلو آب شدند تيره آن برج را اختران * گزيدند دورى ز هم اندر آن فروزنده ناهيد و ميزان « 2 » شدند * فروزان‌تر از مهرِ رخشان شدند بَرِ رستم اين خواب برگفت مَرد * « نبايد » به دو گفت : « از اين ياد كرد كه من نيز بينم از اين در بسى * نخواهم كه آگه شود زين كسى 525 كه دلو است طالع عجم را يقين * برافتاد خواهد شهيشان از اين عرب راست ناهيد و ميزان همان * بديشان بزرگى رسد بىگمان »
هامش
( 1 ) ( ب 518 ) . : هاشم بن عتبة بن أبى وقاص الزهرى المرقال . ( 2 ) ( ب 522 ) . در اصل : ناهيد و ميران .