تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 89

مساهمون:

ص٨٩
دو فرسنگ در زير آن رزمگاه * گذر يافت بر آب جنگى سپاه عجم شد هزيمت همه ز آن گذر * به سوى مداين نهادند سر مثنى غنيمت به دشت نبرد * به حكم عمّر بر سپه بخش كرد 320 ز خمسش سه ربع آنچه بودى به راه * به عمّر فرستاد از آوردگاه به لشكرگه خويش شد بعد از آن * ازو جست دورى جرير « 1 » اندر آن جدا هريكى آمدندى فرود * مَنى كار هردو سپهدار بود جدا نامه هريك به عمّر نوشت * ز ديگر نموده سخنهاى زشت عُمر گفت : « اگر يك طرف بنگرم * تلف ز آن شود سربه‌سر لشكرم 325 همان بِه دهم هردو را عزل از اين * به خود جنگ جويم ز دشمن به كين » صحابه پسنده نكردند چنين * گزين سعد « 2 » وقاص آمد گُزين فرستاد پاسخ عُمر اين‌چنين * كه : « سعد است در پيشوايى گُزين « 3 » از اين پس بيايد بدان بوم‌وبر * مجوييد هردو ز حكمش گذر » چو پاسخ به پيش مثنى رسيد * ز كار عجم باز ايدون شنيد

تاختن كردن مُسُلمانان بر بازار عجم به زمين بغداد

330 كه : در ديه ساباط در باغ داد * كه داننده بغداد نامش نهاد عجم راست بازارگاهى بزرگ * به دو مىروند مردمان سترگ بياورد چندان ازو خواسته * كه شد لشكرش جمله آراسته بيامد از آنجا به مُلك سواد * به فرمانروايى در او داد داد درآورد آن كشور اندر پناه * فرستاد والى به هرجايگاه 335 از اين كار در تاب شد يزدگرد * سپاه پراكنده را كرد گِرد به رستم كه بودش فرخزاد باب * بفرمود تا شد روان در شتاب به ساباط آمد ز درگاه مرد * به خود ياد پيكار مؤمن نكرد به آزادبه داد چندى سپاه * فرستاد او را به آوردگاه
هامش
( 1 ) ( ب 321 ) . در اصل : دورى حرير . « جرير بن عبد اللّه بجلى » . ( 2 ) ( ب 326 ) . در اصل : كرين سعد . ( 3 ) ( ب 327 ) . در اصل : كه در سعد است بيشوائى كزين . سعد بن ابى وقاص .