تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 87

مساهمون:

ص٨٧
بنيرو شد اسلاميان را سپاه * وز اين شد خبر پيش دشمن ز راه خديوِ عجم لشكرى برگزيد * كه شايستهء جنگ اسلام ديد

حرب مسُلمان با مهران و ظفر يافتن

سپه را به مهران باذان « 1 » سپرد * بشد گُرد مهران و لشكر ببُرد بتندى گذر كرد از آبِ فرات * از آن كارش آمد نويد ممات 280 درآمد به پيكار از گرد راه * رسانيد ويله ز گيتى به ماه ز ويله هراسان شدند مؤمنان * مثنى در اين حال گفتا چنان كه : « ويله به پيكار از بددلى است * نه از مردى و زور و جنگاورى است » صف لشكر آنگه همى راست كرد * بِدان‌سان كه بايست بَهر نبرد يكى پاى از صف فراتر نهاد * مثنى فرستاد بازش ز داد 285 به دو گفت آن مرد : « چون پيش از اين * بُدم بازپس رفته از دشت كين در اين جنگ از آن‌رو درآيم به پيش * كه خواهم در اين جنگ از آن عذر خويش » مثنى به دو گفت : « در رزمگاه * بود مَردِ « 2 » تنها چو يك برگ كاه كه هربادى آن را تواند رُبود * ندارد در آن زور و مرديش سود ولى چون بود در ميان گروه * چو كوه است كز باد نَبود ستوه » 290 ز قوم بنى نمر و تغلب « 3 » سپاه * گروهى بُدند اندر آن رزمگاه به يارى اسلاميان آمده * ز قوم عجم رزمخواهان شده ( 230 ) سپهد بر ايشان انس « 4 » نام بود * ز تَرسائيشان در جهان كام بود مثنى چنين گفت با آن سپاه * كه : « چون جنگ جوييد بهر « 5 » آله فزون زين به گيتى شما را چه كام * كه تا حشر يابيد از اين كار نام » 295 از آن قوم تيرافگنان پيشرو * شدند آن‌كه بودند جنگى و گو
هامش
( 1 ) ( ب 278 ) . در اصل : مهران نادان ، در تاريخ گزيده « ماذان » آمده است . ( 2 ) ( ب 287 ) . در اصل : بوذ مردنيها . ( 3 ) ( ب 290 ) . در اصل : بنى ؟ ؟ ؟ و ؟ ؟ ؟ . ( 4 ) ( ب 292 ) . : انس بن هلال نمرى . ( 5 ) ( ب 293 ) . در اصل : جويند بهر .