تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
از آن ننگ مىداشت نامى جرير « 1 » * كه باشد بَر او بر مثنى امير چنين گفت : « لشكر بَرم سوى شام * برآرم در آن مُلك بر چرخ نام » 260 عُمر گفت : « لشكر به شام و عراق * قوىّ و ضعيف‌اند از اتفّاق به شام اندرم نيست « 2 » ياور به كار * به ايران شدن بايدت بادْوار » چنين داد پاسخ : « در آن سخت راه * بسى خرج بايد ، « 3 » ندارد سپاه » عُمر داد از خُمس ربعى به دو * كه شد با سپاه گران راهجو به پيش مثنى فرستاد و گفت : * « ممان نيكويى بَهر او در نهفت 265 كه فرمود در حقّ او مصطفى * چو اكرام كرد از بزرگى ورا چو آيد بزرگِ گروهى به پيش * گراميش داريد در « 4 » قوم خويش » وز اين‌رو مثنى و اسلاميان * پر از كين بُدند از عجم آن زمان چو شد تندرست آن‌كه مجروح بود * برفتند بر عزم پيكار زود

تاختن كردن مُسُلمانان بر عجم و قتل جابان « 5 »

كه قوم عجم پيش جابان باز * همى رفتى و كرد پيكارساز 270 به رسم شبيخون مسلمان سپاه * برفتند از آن كافران رزمخواه بديشان رسيدند وقت سَحر * دو رويه سپه گشت پرخاشخر تبه گشت جابان در رزمگاه * دو بهره ز قومش فزون شد تباه به پيروزى اسلاميان با زِ جا * شدند و از آن كار شد بانوا جرير ابن عبد اللّه « 6 » آمد ز راه * به يارىّ اسلام با آن سپاه 275 به رسم پذيره مثنى بَرش * روان گشت و كرد آنچه بد [ در ] خورش « 7 »
هامش
( 1 ) ( ب 258 ) . در اصل : نامى حرير . ( 2 ) ( ب 261 ) . در اصل : اندرم بست . ( 3 ) ( ب 262 ) . در اصل : بسى جرخ نايذ . ( 4 ) ( ب 266 ) . در اصل : دارند در . ( 5 ) عنوان . در اصل : و قتل جابار ؟ ؟ ؟ . و در ساير مواضع هم « جابان » ، « ؟ ؟ ؟ » آمده است . ( 6 ) ( ب 274 ) . در اصل : حرير ابن عبد اللّه . ( 7 ) ( ب 275 ) . در اصل : بذ خورش .