تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
پس از من شود مير بر انجمن * فلان و فلان مهتر از قومِ من 215 يكى از پسِ ديگرى در نهفت * شوند مهتر و كر شود تا به هفت « 1 » مثنى « 2 » بن حارثه آن زمان * شود پيشوا بر همه مردمان » بگفت اين و از درد دين بردَميد * درآمد به نزديكِ فيل سفيد بزد تيغ و خرطوم آن را بخست * از آن پيش گيرد ازو باز دست به گِردش درآورد خرطوم فيل * به پايش درافگند فيلِ نبيل 220 به زيرِ پى اندر ورا كرد پست * برآورد كافر از اين كار دست بيفتاد اسلاميان را لوا * از اين خيره شد كافر تيره را شدندى مر آن هفت يك يك امير * چنين تا كه جمله جهان گشت سير ز اسلاميان نيمه‌اى بيشتر * تبه گشت خيره بدان جنگ در مثنى بن حارثه بعد از آن * ببست اندر آن پيشوايى ميان 225 پياده شد و رخ به فيلان نهاد * به مردى سپه همچنين داد داد بخستند خرطومِ فيلان به تيغ * شدن خواستى فيل سوى گريغ عجم جملهء مؤمنان كرد رد * بديشان رسانيد بسيار بد عرب منهزم شد از آوردگاه * مثنى بُدى همچنان رزمخواه نماندى عجم بر گريزندگان * رسانند اندر هزيمت زيان 230 چو نزديك جسر آمدند اين سپاه * بر ايشان جهان گشت خيره سياه « 3 » ز اسلام عبد اللّهِ بن يزيد * برفت و مَر آن جِسر خيره بُريد « 4 » كه گردند لشكر مگر رزمخواه * ندانست از آن روز گردد سياه « 5 » ز بيم عدو مؤمنان از شتاب * همى درفگندند خود را در آب
هامش
- شربتى بود و ابو عبيد و تنى چند از كسانِ وى از آن بنوشيدند و چون خواب خويش را با ابو عبيد در ميان نهاد گفت : « اين شهادت است » . ( طبرى 4 / 1602 ) ( 1 ) ( ب 215 ) . در اصل : مهتر و كر شوذ با نهفت . صورت موجّهى از براى ضبط « مهتر و كر شوذ » نيافتم . ( 2 ) ( ب 216 ) . به ضرورت رعايت وزن شعر « مثناىِ » يا « مثنّى » خوانده شود . ( 3 ) ( ب 230 ) . در اصل : خيره سباه . ( 4 ) ( ب 231 ) . در طبرى 4 / 1600 آمده است : « پارسيان حمله آوردند و يكى از ثقفيان سوى پل رفت و آن را بريد . . . » و نيز در صفحهء 1603 آمده است : چون عبد اللّه بن مرثد ثقفى ، كشته شدن ابو عبيد را بديد ، سوى پل دويد و راه را بست و گفت : « اى مردم مانند سران خود شجاعانه جان بدهيد تا فيروز شويد . » ( 5 ) ( ب 232 ) . در اصل : كردد سباه .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 84 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى