بسى گشت غرقه سپه زين سبب * بد آمد بر اسلاميان زين شغب
235 مثنى چو آمد بدان جايگاه * از آن پس كه كرد اندر اين بازخواه
بفرمود تا جسر بستند زود * گذشتند لشكر هرآن چيز بود
از آن پس بريدند جسر آن زمان * كه در پى نيايد به كين بدگُمان
ز اسلاميان اندر اين كارزار * كم آمد سپه چار باره هزار
ز قوم عجم بُد تَبه شش هزار * اگرچه ظفر يافت در كارزار
240 بر آن بود بهمن كه اندر عقب * براند سپاهش به جنگ عرب
زِ درگه به تشويشش آمد خبر * از آنرو به درگاه بنهاد سر ( 229 )
ز اسلام نزديكى سه هزار * به سوى مدينه برفتند خوار
در آن شهر گشتند پنهان همه * نرفتى ز خجلت برون آن رمه
مثنى « 1 » از اين حال پيش عُمّر * به زودى فرستاد و كردش خبر
245 عُمَر گفت : « باشد چنين كارِ جنگ * گهى نام پيدا شود ، گاه ننگ »
دعا كرد بر « 2 » بو عبيده از اين * بر آن هم كه شد كُشته بر دشتِ كين
پس آن مردمان را همه جست باز * كه رفتند سوى مدينه فراز
بپرسيد و پذرفتشان عذر نيز * نوازيد و بخشيدشان نيز چيز
به دو گفت عامر ز انصاريان : * « گرفتم كه تو بگذرى زين زيان
250 خدا كِى كند عذرِ ما را قبول * كه آيت فرستاد پيش رسول
كه در رزمگه مؤمنان از عدو * نخواهم كه در جنگ پيچند رو »
عمر داد پاسخ كه : « ايدون مگو * چو معنىِ قرآن ندانى نكو
ز رحمت مكن خلق را نااميد * كه اين آيت از بهرِ جنگى رسيد
كه باشند لشكر دو رويه يكى * وگر بيشوكم هريكى اندكى
255 نه جايى كه باشد دو بالا عدو * وگر خود فزونتر عدو جنگجو »
بفرمود پس « 3 » تا ببندد ميان * جرير ابن عبد اللّه بجليان
رَود با سپه چارباره هزار * به يارىّ مؤمن به ايران ديار
هامش
( 1 ) ( ب 244 ) . مثنى ، خبر ما وقع را با « عبد اللّه بن زيد بن حصين خطمى » براى عمر فرستاد . ( طبرى 4 / 1604 )
( 2 ) ( ب 246 ) . در اصل : دعا كرده بر .
( 3 ) ( ب 256 ) . در اصل : بفرموديش تا . ( مصراع دوم ) : در اصل : حرير ابن عبد اللّه بحلبان ؟ ؟ ؟ . « جرير بن عبد اللّه البجلى » .