تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
از آن بند بگريخت جابان خوار « 1 » * به پيش عجم رفت از آن كارزار

حرب مسلمانان با نرسى و جالينوس و شكست عجم

چو آمد به نزديك رستم خبر * كه شد قوم اسلام پيروزگر به نرسى كه بُد شاه را خاله‌زاد * به كسكر نشستى « 2 » ز ملك سواد يكى قلعه بودش سقاطه « 3 » به نام * گران لشكرى داشت در اهتمام 155 فرستاد تا رزمخواه از عرب * به مردى شود گاه شور و شغب به يارىّ او لشكر و توق و كوس * فرستاد در صحبت جالنوس - اگر يا فگندم ز نامش رواست * كه نامش نگشتى در اين وزن راست - به اسلاميان آگهى رفت از اين * كه خواهد عجم جُست از اين‌گونه كين از آن پيش كآيد عجم پيش هم * برفتند مانندِ فيل دژم 160 بر آن قلعه كردند يك تاختن * كه داننده داند چنان ساختن به مردى گرفتند قلعه به چنگ * عدو شد گريزان ازو بىدرنگ گريزنده نرسى از آن جايگاه * بَرِ رستم آمد شتابان ز راه مسلمان بر آن قلعه‌اش يافت دست * مثنى به ميرى در آنجا نشست بشد بو عبيده شتابان به راه * شد از جالنوس و سپه رزمخواه 165 به هم برشكست اين سپه را به جنگ * گريزان شدند از بَرش بىدرنگ تبه گشت بىمرّ از آن مردمان * سرآمد فراوان سران را زمان چو آن مردمان را گريزنده كرد * به لشكرگه آمد از آن مرز مرد دهاقين از آن بوم‌وبر سربه‌سر * به خدمت به پيشش نهادند سر به تحفه زِ هرگونه‌اى خوردنى * ببردند هرچيزى از بُردنى 170 ز مرغ مُسّمن ز حلواى قند * ز چيزى كه تن را بود سودمند
هامش
( 1 ) ( ب 151 ) . در اصل : جابار ؟ ؟ ؟ خوار . ( 2 ) ( ب 153 ) . در اصل : بلسكر ؟ ؟ ؟ نشستى . ( 3 ) ( ب 154 ) . سقاطيه ، صحيح است ، البتّه چنانچه ، توجيه انداختن « ياء » را از اين نام رعايت وزن پنداشته باشد ، مىتوانست بدين صورت هم بگويد : « سقاطيّه نام » .