تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 80

مساهمون:

ص٨٠
نخواهند از آن مُلك از او هيچ چيز * فزونى دهندش از آن چيز نيز 130 به فرمان او بهمن رزمزن * كه جادوش خواندند آن انجمن شده نامزد تا شود جنگجو * سپه بُرده جابان « 1 » از پيش او به مُلك سواد آمده لشكرش * پرآشوب گشته همه كشورش مسلمان به پيكار ايشان توان * نديده از آن مُلك گشته روان به نجران شده « 2 » مؤمنان سربه‌سر * بشد بو عبيده بدان بوم‌وبر 135 ازو كار اسلاميان يافت آب * گرفتند بر جنگ جستن شتاب سپه ساز كردند و بر عزم جنگ * ز نجران « 3 » برون آمدند بىدرنگ به مرز نمارق دو جنگى سپاه * رسيدند و از هم شدند رزمخواه ( 227 ) ز مردى و نامردى اندر نبرد * بسى گشت خيره بسى كُشته مرد سرانجام قوم عجم را شكن * پديد آمد از جنگ آن انجمن 140 گريزنده شد كافر رزمساز * به رفتن سر از پا ندانست باز عرب در پسِ خصم در داروگير * از ايشان گرفتى به مردى اسير مكبّر « 4 » لقب مؤمنى در نبرد * ز ناگه به جابان به ره بازخورد « 5 » اسير خودش كرد و كافر ورا * بداد آنچه داشت و از او شد رها پياده شدن چون نبودش توان * گرفتش دگر ره يكى زين گوان 145 برِ بو عبيده از آوردگاه * ببردند او را اسير اين سپاه بگفتند ك : « او را در اين كارزار * مكبّر گرفت و رها كرد خوار و ليكن چو بُد كشتنى ، دادگر * گرفتار ما كرد بارى دگر » چنين گفت مهتر كه : « چون زينهار * يكى داده باشد بدين خيره‌كار نشايد كنون كردن او را تباه * كه در دين چنين است آئين و راه » 150 ورا كرد محبوس و مال آنچه بود * بر اسلاميان بر ببخشيد زود
هامش
( 1 ) ( ب 131 ) . در اصل : برده جابار . ( 2 ) ( ب 134 ) . در اصل : بحرّان شذه . ( 3 ) ( ب 136 ) . در اصل : زحران . ( 4 ) ( ب 142 ) . در طبرى 4 / 1593 به جاى « مكبر » ، « مطر بن فضهء تميمى » آمده است . ( 5 ) ( ب 142 ) . مصراع دوم ، در اصل : ؟ ؟ ؟ بزبار خورذ .