95 از آنجا سوى شهر بيسان « 1 » شدند * از آن مردمان رزمخواهان شدند
پس از جنگ و كين شهريان صلحخواه * شدند اندر آن رزمگه زين سپاه
كه همچون دمشقى رسانند مال * فزون خواست مهتر به كار جدال
ز دينار هرسال مردى چهار * پذيرفت و ، زن دو ، از آن نامدار
كه بر شرط عهد دمشقى فزون * دهند تا بكوشد به جنگ اندرون
100 بر اين صلح كردند و دادند مال * نكوشيد مؤمن « 2 » دگر در جدال
غزو طبرّيه به سعى ابو اعور سلمى « 3 »
ابو اعور سلمى « 4 » با سپاه * به شهر طبرّيه شد رزمخواه
به پيكار از آن شهر پيش آمدند * وز آن دشمن جان خويش آمدند
از ايشان شدند مؤمنان رزمجو * بسى خون درآمد ز هرسو به جو
دو لشكر به يك ره بسى روزگار * ز هم جنگجو بود در كارزار
105 به تنگ آمدند شهريان زين سپاه * شدند همچو بيسانيان « 5 » صلحخواه
به هم در ببستند صلحى چنان * كه كردند بيسانيان « 6 » آن زمان
بلادِ فلسطين هرآن چيز بود * به فرمان از اين كار رغبت نمود
درآمد به فرمانِ اسلاميان * نيارست كس گشت گِرد زيان
ز هَر مُلك مالى ز اندازه بيش * ببرد و خريدند از آن جان خويش
110 از آن خمس كردى مسلمان جدا * ببردى به نزديك عُمّر ورا
دگر بخش كردند بر لشكرى * بدانسان كه بُد حكم پيغمبرى
هامش
( 1 ) ( ب 95 ) . در اصل : شهر نيسان ؟ ؟ ؟ .
( 2 ) ( ب 100 ) . در اصل : بكوشند مؤمن .
( 3 ) عنوان . در اصل : ابو اعور اسلمى .
( 4 ) ( ب 101 ) . در اصل : ابو اعور اسلمى .
( 5 ) ( ب 105 ) . در اصل : همجو نيسانيان .
( 6 ) ( ب 106 ) . در اصل : نيسانيان ؟ ؟ ؟ آن .