كس او را در اين هيچ پاسخ نداد * مگر بو عبيدهء ثقيفى نژاد
35 دگر طلحهء « 1 » ضبى نامور * پذيرفت هم آن غزا از عُمَر
بديشان سپرد آن امارت عُمر * چنين گفت با او يكى نامور :
« بر انصار و قوم مهاجر امير * كسى را كنون مىكنى خيره خير
كه لايق نبودند در چاكرى * چگونه پذيريم اين مهترى ؟ » ( 225 )
عُمَر گفت : « يزدان شما را از آن * گزيد از همه مردمانِ جهان
40 كه پيشى گرفتيد « 2 » در راهِ دين * هم ايشان گرفتند پيشى در اين
در اين كار دين آن كسى مهترست * كه در صدق پايه ورا بهترست »
كسى را در اين كار پاسخ نماند * سپه بو عبيده به كين برنشاند
دگر بو عبيده كه جرّاح نام * ورا خواندى پيشواى انام
به منشور عُمّر امارت گزيد * به شام اندرون كرد مردى پديد
45 چو از عزلِ خالد به رومى سپاه * خبر شد ، ستادند بر طرف راه « 3 »
غزو دمشق و ظفر اسلام به سعى ابو عبيده
به نزديكى شهرِ فحل آن سران * نشستند و جُستند ياور در آن
ز قيصر كه لشكر فرستد به جنگ * كه سازند بر مؤمنان كار تنگ
روان گشت « 4 » قيصر از آن جايگاه * به انطاكيه با فراوان سپاه
اميرى كه ماهان « 5 » بُد او را لقب * فرستاد او را به جنگِ عرب
50 روان گشت ماهان و رومى سپاه « 6 » * ز اسلاميان در جهان رزمخواه
به عزم دمشق آن سپاه بزرگ * برفتند با آن امير سترگ
برِ بو عبيده خبر شد ز راه * كه رومى سپه باز شد رزمخواه
هامش
( 1 ) ( ب 35 ) . تاريخ گزيده / 208 آمده : و هو اصل قبيلة بنى تيم بن مره . « طلحة بن عبيد اللّه » .
( 2 ) ( ب 40 ) . در اصل : بيشى كرفتند .
( 3 ) ( ب 45 ) . در اصل : پس از اين بيت ، بيت 44 ، بىهيچ اختلاف ، تكرار شده است .
( 4 ) ( ب 48 ) . در اصل : روان كست .
( 5 ) ( ب 49 ) . در اصل : چنين است : در طبرى و العبر ، « باهان » ؛ و در پانويس العبر « ماهان » آمده است .
( 6 ) ( ب 50 ) . در اصل : ماهان و هرى سباه .