تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
1275 از آن پس چو شير اندر آمد به جنگ * برآورد بر چرخ گردان غرنگ گشودند اسلاميان دستْ پاك * همى روميان را فگندند به خاك دهاده از آن دشتِ آوردگاه * همى برگذشتى ز مهر و ز ماه بسى روميان را در آن داروگير * سر از تن جدا شد ، دل از جنگ سير ز اسلاميان چند تن را همان * سرآمد در آن جنگ و كوشش زمان 1280 دو رويه غُلو يافت كارِ نبرد * همى گشت پيدا زِ نامرد مرد بَريدى « 1 » در اين حالت آمد ز دشت * خبر داشت : « بو بكر اندر گذشت عُمر شد خليفه بر اسلاميان * وزو يافت خالد به عزلت زيان ورا داد عزلت ز كار نبرد * بر او بو عبيده كنون مير كرد » و ليكن چو بُد پُرخِرد آن بريد * نكرد اين سخنها به كس بَر پديد 1285 كه در كار اسلام نايد شكن * بَرِ خالد آمد از آن انجمن چنين گفت : ابو بكر شد تن‌دُرست * وز آن كار آزرم « 2 » اين قوم جُست فرستاد ياور ده و دوهزار * به شبگير آيند در كارزار به زودى از آن آمدم پيشتر * كز اين مژده آرم به لشكر خبر » از اين يافت دلْ مؤمِن رزمخواه * برآورد دست اندر آوردگاه 1290 به خالد بگفتا نهانى بَريد « 3 » * سخن هرچه كز راستى شد پديد بر اين كار خالد سبك سجده كرد * چنين گفت : « يا رب ! اگر در نبرد به روى ابو بكر كردم نگاه « 4 » * تو كن اندر اين جنگ روزم سياه وگر خواستم قدر و ناموس خويش * مَيارم نكويى در اين جنگ پيش وگر طاعت ايزد و عزّ دين * در آن كرده‌ام ، ياريم دِه در اين 1295 ممان قوم اسلاميان را شكن * ز رومى رسد اندر اين انجمن » پس آنگاه برخاست و تكبير كرد * بيامد بتندى به دشتِ نبرد چنان حمله‌اى كرد بر بدگمان * كه شد منهزم آن سپه در زمان هزيمت به پيش سپهبد رسيد * سپهدار رومى از آن بَردميد
هامش
( 1 ) ( ب 1281 ) . « بَريد » به نقل طبرى « محمية بن زنيم » بوده است . ( طبرى 4 / 1538 ) ( 2 ) ( ب 1286 ) . آزرم - هوادارى ، طرفدارى ، جانبدارى . ( 3 ) ( ب 1290 ) . يعنى « بَريد » به « خالد » بطور پنهانى راست و درستِ مطلب را ، كه درگذشت ابو بكر باشد ، اعلام كرد . ( 4 ) ( ب 1292 ) . به روى كسى نگاه كردن - در برابر خواستهء آن شخص ايستادگى كردن و عمل نكردن به آن .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 65 | حمد الله مستوفى قزوينى / پروين باقرى اهرنجانى