9280 دگر بُو ضُمَيْره ، « 1 » رُوَيفع « 1 » دگر * چو شُقْران « 1 » و ثوبان و مِدعَم شمر « 1 »
دگر بُو مُوَيْهه « 2 » دگر بُد يَسار * دگر بود بو بكره هم زين شمار
دگر بود مهران و خصّى بُد او * به ماريّه گفتش بدى زشت گو
نبى خواست كردن از او بازخواه « 3 » * بر او تهمتش كرد روشن إله
ابو كَبْشَه « 4 » بود و فَضاله همان * ابُو رافع و أنسه « 4 » همچنان
9285 رَباح آنكه خواندش سفينه رسول * چو در نقل اثقال بودى عجول
كنيزك بُدندش همان پنج تن * دو را كرده سريت « 5 » سرِ انجمن
سه ديگر يكى امّ ايمن كه او * بپرورده بُد بركنارش نكو
دگر بود سلوى و رضوى به نام * پرستار پيشِ خديوِ انام
ولى بيشتر را از اين مصطفى * بُد آزاد كرده ز بهر خدا
* 9290 دگر ، هفت اسپ گرانمايه داشت * كه در پويه هريك بسى مايه داشت
يكى ، نام سَكْب « 6 » و لِزاز آن دگر * سيم اسپ را ظرب « 6 » نامش شمر
لخيف « 7 » و مرى ، وَرْدخوان بعد از آن * دگر هفتمين اسپ يَعْسوب دان
* دو استر ، يكى بود فضّه به نام * ابو بكر را داد فخرِ انام
دؤم ، نام خواندند دُلْدُل « 8 » ورا * كه شد بارگير على مرتضى
*
هامش
( 1 ) ( ب 9280 ) . ابو ضميره ( واح بن شيرز بن بيرويس بن تاريشمه ابن ماهوش بن باكمهير ) ( طبرى ) ؛ در اصل : رو ؟ ؟ ؟ قع ؛ رويفع ( و هو ابو رافع مولى رسول ( ص ) ، اسمه أسلم ؛ : شقران ( اسمه صالح بن عدى ) ( صالح بن حول ابن ؟ ؟ ؟ هر بود ) ؛ در اصل : مدحم سمر .
( 2 ) ( ب 9281 ) . در اصل : دكر بذ مويهه ؛ : أبو مويهبة .
( 3 ) ( ب 9283 ) . در اصل : او يارخواه .
( 4 ) ( ب 9284 ) . ابو كبشة ( اسمه سليم ) . أنسه ( يكنى : أبا مسرّح ؛ أبا مسروح ) .
( 5 ) ( ب 9286 ) . سرّيّة : كنيزى كه براى جماع و تمتّع باشد ، ج سرارى ( فرهنگ فارسى معين ) .
( 6 ) ( ب 9291 ) . در اصل : سكت ؛ : سكب ( : ضرس ) ؛ در اصل : ؟ ؟ ؟ رار ؛ ( مصراع دوم ) : ضرت ؛ :
( 7 ) ( ب 9292 ) . در اصل : لحي ؟ ؟ ؟ .
( 8 ) ( ب 9294 ) . در اصل : نام خواند دلدل .