اگر خواستى كوهها سربهسر * همه كردى از بهرِ او نابْ زر « 1 »
9330 و ليكن به پيشِ رسول خدا * نبود اين جهان را به فلسى بها
هر آنكس كه او پيروِ مصطفاست * جهان را هميدون نه پيشش بهاست
خدايا به بىچيزى اين رسول * كه بىچيزى بندگان كن قبول
نداريم چيزى سزاىِ تو كس * به بىچيزى اميدواريم و بس
سزاى تو آرد كسى خود چهچيز * ز بىچيزيم « 2 » بِهْ چهچيزست نيز ؟
9335 اگر حمدِ مستوفى اندر خورت * نياورد چيزى ز طاعت بَرَت
ز بىچيزى از تست امّيدوار * كه چيزيش گردانى انجامِ كار
به لطفت به بىچيزيش درپذير * به فضلت به آمرزشش دست گير
بمنّه و كرمه به پايان رسيد تصحيح و تنقيح و توضيح بخش نخستين از كتاب ظفرنامهء حمد اللّه مستوفى متضمّن مقدّمه و تأملات فلسفى و سرآغاز قسم الاسلاميه ، يعنى شرح زندگانى حضرت خاتم النّبيّين ، سيّد المرسلين ، رسول اكرم ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، در روز يكشنبه ششم شهريور ماه يكهزار و سيصد و هفتاد و نه هجرى شمسى مطابق با بيست و ششم جمادى الاوّل سال 1421 هجرى قمرى . حسبنا اللّه و نعم الوكيل ، نعم المولى و نعم النّصير .
هامش
( 1 ) ( ب 9329 ) . در اصل : او باب زر .
( 2 ) ( ب 9334 ) . در اصل : جيزيم به جهجه جيزست .