بُدند كاتبانِ شروط آن زمان * كه بُد در ميانِ همه مردمان
ذكر قضات و مؤذّنان و خدّام مصطفى ( صلعم )
9265 كنون از قضات پيمبر سَخُن * در اين نامه خواهيم افگند بُن
وز آنكس كه مىگفت بهرش اذان * هر آنكس كه چاكر بُدندش همان
علىّ و مُعاذ جَبَل را قضا * به مُلك يمن داده بُد مصطفى
ابو موسىِ اشعرى همچنين * در آن كشور اندر قضا بُد گزين
بِلال « 1 » آنكه بودش حبشّى گهر * مؤذّن بُدى پيش فخر بشر
9270 گهى نيز عبد اللّه آواز داد * كه از امّ مكتوم بودش نژاد
به شهر مدينه مراين هردوان * نبى را مؤذِّن بُدند آن زمان
بود نسلشان را اذان همچنان * به مكّه مؤذِّن بُدند آن زمان
انس « 2 » آنكه مالك بُد او را پدر * چو قيس « 2 » ابنِ سعدِ عُباده دگر
بُدند چاكرانِ رسول خدا * چو حجّاب نزديكى مصطفى
ذكر مخلّفات « 3 » مصطفى ( صلعم )
9275 از آنچيز كز مصطفى ماند باز * حكايت كنون بايدم داد ساز
بُدند هفده كس نبى را غلام « 4 » * از ايشان مهين بود سلمان به نام
كه از اهل بيتش نبى خواندى * ز « سلمان منّا « 5 » » سخن راندى
دگر زَيد بن حارِثَه داشت نام * كه دادش خديجه به فخر انام
پيمبر به دو دايهء خويش داد * از آن پس از ايشان اسامه « 6 » بزاد
هامش
( 1 ) ( ب 9269 ) . : بلال بن رباح حبشى ( مؤذّن رسول اللّه ) .
( 2 ) ( ب 9273 ) . : أنس بن مالك ؛ قيس بن سعد بن عبادة الانصارى .
( 3 ) ( عنوان ) . مخلّفات . ج . مخلّفه ، مؤنّث مخلّف : اشياء بهجامانده از مرده ؛ متروكات . ( فرهنگ فارسى معين )
( 4 ) ( ب 9276 ) . در تاريخ گزيده : « چهارده غلام » ؛ سلمان الفارسى ( ابو عبد اللّه ) - مابه بن بوذخشان بن ده ديره ( : طبرى ) .
( 5 ) ( ب 9277 ) . سلمان منّا أهل البيت .
( 6 ) ( ب 9279 ) . أسامة بن زيد بن حارثه .