تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
دگر جَمْرهء حارث « 1 » نامور * چو مىخواست او را نبى از پدر پدر كرد بهتان ز پيسى « 2 » براو * گذر كرد از آن سيّد نيكخو وز اين دخترش پيس « 3 » شد در زمان * نكوهش براين ديدى از مردمان * سرارى بُد او را دو نيكو نهاد * يكى ماريه « 4 » كو براهيم زاد 9225 دؤم داشت ريحانهء « 5 » زيد نام * برفتند بعد از خديو انام مپندار پيوندها مصطفى * چنين كرد بسيار بهر هوا كه او از هَوا در جهان دم نزد * سخن گفتى از وحى ، نزپيش « 6 » خود بلى آن‌كه مقصود بودش ازاين * شود محكم و سخت بنياد دين كه با هر قبيله كه پيوست ، زود « 7 » * در اسلام آن قوم رغبت نمود 9230 در ايشان اثر كرد خويشىّ او * بدين دين نهادند يكباره رُو ز اعمام و عمّات سيّد سَخُن * به خوبى كنون بايد افگند بُن

ذكر اعمام و عمّات مصطفى ( صلعم )

بُدند نُه عمِ نامبرده ورا * و ليكن دو پذرفت دينِ خدا يكى حمزه و نيست نسلش به جا * ورا شير خود خواندى مصطفى ز عبّاس گويند كِهْ بُد به‌زاد « 8 » * كه بر نسل او شد خلافت تمام 9235 دگر عمّش عبّاس آمد به نام * ز دين گشت ازاو مهتر از روى داد وز آن هفت عمّش كه كس دين نيافت * در آن گمرهى سوى عقبى شتافت
هامش
( 1 ) ( ب 9221 ) . در اصل : حمزه حارث ؛ : جمره بنت الحارث بن أبى حارثه . ( 2 ) ( ب 9222 ) . در اصل : كرد ؟ ؟ ؟ ه ؟ ؟ ؟ ان ر ؟ ؟ ؟ سى . ( 3 ) ( ب 9223 ) . در اصل : دخترش بيش شد . پيس - برص . ( 4 ) ( ب 9224 ) . ماريه بنت شمعون القبطيّه ( ماريهء قبطيه ) ؛ : ابراهيم بن رسول اللّه . ( 5 ) ( ب 9225 ) . ريحانه بنت زيد القرظيّه . ( 6 ) ( ب 9227 ) . در اصل : وحى بر بيش . ( 7 ) ( ب 9229 ) . در اصل : بيوست رود . ( 8 ) ( ب 9235 ) . در اصل : كه بدنژاد .