از آن پيش آيد بَرِ مصطفى * شد او هم روانه به ديگر سرا
9205 زن چارمين داشت ليلى خطاب * ز پشت خَطِيم « 1 » كندهاش انتساب
پيمبر شنيد آنكه بر تن ورا * نشان سفيديست ، كردش رها ( 192 )
دگر پنج زن را پيمبر بخواست * و ليكن نشد كارِ پيوند راست
از آن پيش بندند عقد اندرآن * از آن خواستن كرد سيّد كران
نخست امّ هانىست « 2 » عمزاد او * كه بُد خواهر پاك داماد اوُ
9210 ز پيرى و فرزند بسيار او * نگشتش رسُول گزين پاك شو
دگر ضاعه كز « 3 » عامرش بُد گهر * نبى خواسته بُد ورا از پُسر
پسر گفته تا بازپرسم ز مام * از آن پس كنم كار وصلت تمام
ز مادر چو پرسيد داد او رضا * ولى زاين گذر كرده بُد مصطفى
چو چيزى بگفتند ازاين در به هم * نيامد ازآنروى وصلت بهم
9215 صَفيّه ز تخم بشامة دگر « 4 » * كه بُد بَرده گشته به يك غزو در
بيامد ز پى شويش و يافت دين * بپرسيد از وى رسُول گزين :
« مرا خواهى ار شوهر « 5 » خويش را ؟ » * به دو گفت زن : « شوى من مرمرا »
به شو بازدادش رسولِ خدا * برفتند شاد از بر مصطفى
حبيبه « 6 » كه عبّاس بودش پدر * كه مىخواست او را خديو بشر
9220 زنى « 7 » گفت : « هر دو ز من خورد شير » * نبى جُست دورى از آن ناگزير
هامش
- ضبط متن قراءت شود .
( 1 ) ( ب 9205 ) . در اصل : ز بشت خطت كندهاش ؛ ليلى بنت الخطيم بن عدىّ بن عمرو بن سواد بن ظفر ابن الحارث بن الخزرج .
( 2 ) ( ب 9209 ) . أمّ هانى بنت ابى طالب .
( 3 ) ( ب 9211 ) . در اصل : صاعه كر ؛ طبرى : ضباعة بنت عامر بن قرط بن سلمة بن قشير بن كعب بن ربيعة بن عامر بن صعصعة . البتّه از آنجا كه قراءت ضبط درست كلمه در اين شعر فاقد سهولت است ، به همان صورت مضبوط در اصل نقل شد .
( 4 ) ( ب 9215 ) . در اصل : اسامه دكر ؛ صفيه . صفيّه بنت بشامة اخت الاعور العنبرىّ .
( 5 ) ( ب 9217 ) . در اصل : خواهى از شوهر .
( 6 ) ( ب 9219 ) . طبرى : أمّ حبيب بنت العبّاس بن عبد المطّلب .
( 7 ) ( ب 9220 ) . نام زن مورد اشاره در اين بيت « ثويبه » ( مادر رضاعى حضرت رسول ) است .