تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 433

مساهمون:

ص٤٣٣
9160 روا بود او را به روزه وصال * گزيد « 1 » از غنيمت سوى خويش مال و گر خمس خمسى تصرّف به خويش * نمود از غنيمت ز كمّ و ز بيش گواهى سوى خويش دادن به چيز « 2 » * بر آن حكم كرد از پى بچّه نيز مواتى « 3 » حمايت سوى خويشتن * بكردن كه در وى نيايد شكن به شو دادن دختر همگنان * اگر چند راضى نباشند در آن 9165 به لفظ هبه داشتن زن همان * كه مُهر و گواهى نباشد « 4 » در آن در إِحرام تزويج كردن همان * سوى هركه او خواهد از مؤمنان زنان خواستن چند دارد هوا * ولى چار باشد بر امّت روا به بيمارى مرگ در چيز خويش « 5 » * وصيّت بكردن ز كمّ و ز بيش دو بهره‌ست از شش بر امّت روا * روا بود بيكباره بر مصطفى 9170 كنون از حج و عُمره رانم سخن * كه كرده‌ست آن سرور انجمن

ذكر حجّ و عمرهء مصطفى ( صلعم )

سه حجّ كرد در عمر خود مصطفى * يكى پيشِ هجرت دؤم در قضا سئم آن‌كه خوانند حجّ الوداع * كه ديگر نيامد سوى آن بقاع ولى بود عمره گرفته چهار * يكى پيشِ هجرت به مكّه ديار دؤم در حديبه ، سئم « 6 » در قضا * چهارم كه بُد آخرين حجّ ورا 9175 چو گفتم حكايت ز فخر بشر * بگويم ز ازواجِ او دربه‌در
هامش
( 1 ) ( ب 9160 ) . گزيد - گزيت - جزيه . ( 2 ) ( ب 9162 ) . در اصل : داد تجيز . ( 3 ) ( ب 9163 ) . مواتى ، مواتات : موافقت كردن با كسى ، سازش ، جانبدارى . ( 4 ) ( ب 9165 ) . در اصل : نباشند . ( 5 ) ( ب 9168 ) . در اصل : حير خويش . ( 6 ) ( ب 9174 ) . در اصل : در حد سه سيم . : حديبيه : جايى در دو فرسنگى مكّه .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 433 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى