تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 432

مساهمون:

ص٤٣٢
ادا كردنِ دَيْن آن بينوا * بود مرده و وام باشد ورا بر او بود واجب نه بر امّتان * كه ايشان ندارند از اين در توان 9140 بر امّت بُدى واجب از بهر او * زنى كو نبى را خوش آيد براو طلاقش دهد شوهرش در زمان * ندارد دُژم خاطر خود درآن و گر امّتى باشد اندر نماز * نبى خواندش ، پاسخش داد باز زكات آنچه كرده است واجب خدا * حرام است يكباره بر مصطفى هميدون به خويشان او جمله بر * هر آن كو بود هاشمى در گُهر 9145 و گر مطّلبى بُوَد در نژاد * وز آزاد « 1 » گردانشان هم ز داد و ليكن بُدى خاص بر وى حرام * هر آن مال كآن را صدقّه است نام سلاحى كه پوشيده بودى به تن * برون كردنش از تنِ خويشتن از آن پيش گردد تمام آشكار * ظفر يا هزيمت در آن كارزار ز روى خيانت به چشمك زدن * كز آن بد رسد بركسى ز انجمن 9150 به كس چيز دادن كه تا پيش از آن * تكلّف كند در « 2 » مكافات آن ز نى كش نبُد ميل با مصطفى * نگه داشتن در نكاحش ورا بر انواع خوشّى گيتى نظر * فگندن ، به دل خواستن دربه‌در و گر خوردن خام سير « 3 » و پياز * هرآن‌چيز ماند بدين هردو باز نكاح كتابيّه « 4 » و بندگان * بر او بود اينها حرام آن زمان 9155 و ليكن بر امّت نباشد حرام * از اين هرچه گفتم يكايك به نام بر امّت حرام است از بهر او * بَرِ جفتِ مدخوله‌اش گشت شو ( 191 ) از آواز او كردن آواز بيش * ورا خواندن از كنيت و نام خويش و گر دادن آوازش اندر سرا * به نزديكىِ خويش خواندن ورا ولى نيست از بهر ديگر كسان * حرام اين سخنها كه گفتم عيان
هامش
- دو برابر . ( 1 ) ( ب 9145 ) . در اصل : ور آزاد . ( 2 ) ( ب 9150 ) . در اصل : كنند در . ( 3 ) ( ب 9153 ) . در اصل : جام سير . ( 4 ) ( ب 9154 ) . نكاح كتابيّه : ازدواج با كفّار .