تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
9060 چو كردند مردان سراسر نماز * از آن پس زنان نيز دادند ساز پس از مرد و زن كودكان نيز باز * شدندى و كردند بر وى نماز پس از بهر گور نبى هركسى * سخن گفت از هر زمينى بسى مهان را برآن‌گونه بُد راى پاك * سپارند اندر بقيعش به خاك ابو بكر گفتا : « رسول گُزين * در اين كار گفته‌ست با من چنين : 9065 رُسُل را همان جا كز او جانِ پاك * برآيد ، همان جايگاه است خاك » كسى را تنازع نماند اندراين * همان جايگه گشت بهرش گزين برفتند پس در پىِ گوركن * دو كس گوركن بود از آن انجمن يكى گورها را لحد ساختى * دگر بىلحد گُور پرداختى دعا كرد عبّاس پيشِ خدا * كه : « هركوست بهتر ، فرستش به ما » 9070 بيامد لحدساز پيشش نخست * مر اين كار عبّاس از وى بجست بشد گوركن ، بُرد گورش فرو * همان‌جا كه جانش جدا شد ازاو پس آن شش كه او را بشستند پاك * سپردند در گور اوُ را به خاك پس از ديگران قُثَّم « 1 » از گُور او * برآمد وز اين فخر بودش به كو در او خاك انباشتند بعد از آن * وز آن شخص « 2 » سيّد شد اندر نهان 9075 به ميراث از او دين اسلام ماند * خنك آن‌كه صلوات بر وى بخواند كه هر لحظه پروردگارِ جهان * رساناد بر آشكار و نهان درودى فزون از حساب و شمار * ز خويش و ز ما تا به روزِ شمار خدايا به پاكىّ آن خاكِ پاك * كه در راه اومان كنى بال پاك « 3 » چو از دينِ او ناممان بر سراست * به دو جرم بخشيدنت بهتر است 9080 كه در روز محشر بَرِ انبيا * نيابد خجالت ز كردارِ ما گر از بَدكُنش امّتان وييم * نه آخر همه بندگان توييم ؟ چو اين بندگان را ز نيك و ز بد * نشايد برون كردن از مُلك خود نمىشايد از بندگى كرد دور * نه آن بِهْ ببخشى گناه اى غفور ؟ چو شد گفته احوال فخر بشر * كنون از صفت داد بايد خبر
هامش
( 1 ) ( ب 9073 ) . در اصل : قيّم ؛ ( مصراع دوم ) در اصل : نكو . به‌كو - در نزد ديگران ( ؟ ) ( 2 ) ( ب 9074 ) . شخص : جسد ، تن ، كالبد . ( 3 ) ( ب 9078 ) . در اصل : كنى نال باك . ( ؟ ) آيا « بال » در اين‌جا به معنى حال ، خاطر ، دل است ؟ شايد هم : پاك‌پاك .