تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 425

مساهمون:

ص٤٢٥

بيعت كردن مسلمانان بر ابو بكر صدّيق ، رضى اللّه عنه ، به خلافت

رخش بازپوشيد و آمد به در * بيامد به نزديكى او خبر 9000 كه در دين يكى فتنه آمد پديد * كه تا دامن حشر خواهد كشيد هر آن‌كس كه هستند انصاريان * شدند در سقيفه « 1 » گروه اين زمان برآن‌اند سعد عُباده امير * برايشان شود اين زمان ناگزير ( 188 ) به‌هرگوشه ديگر گروهى دگر * سرى مىكشند هم بدين كار در از آن پيش گردد تبه كارِ دين * بكوشيد باشد ز دانش دراين 9005 به طلحه بفرمود كز يكدلى « 2 » * به نزديك عبّاس رفت و على نشستند در خدمت مصطفى * به خانه نماندند تنها ورا ابو بكر و عمّر به انصاريان * نهادند رو با مهاجر سران رسيدند و ديدندشان همگروه * در آن كار كردند از ايشان پژوه « 3 » خطيبى ز انصاريان آن زمان * نكو خطبه‌اى گفت مقصودش آن 9010 كه : انصاريان را سزاوارتر * خلافت گرفتن به اسلام در مهاجر سزد گر به فرمانبرى * درآيند در پيش ما يكسرى ابو بكر هم خطبه‌اى داد ساز * دراو حالها جمله بنمود باز كه : قوم مهاجر ز انصاريان * فزون‌اند در پايگه بىگمان كه در نصرت دين حق هردوان * يكىاند و هجرت فزونى برآن « 4 » 9015 بلاها كه ديدند در كارِ دين * فزونست خود بىگمانى براين دگر آن‌كه در كارِ دين سابق‌اند * به كار خلافت به حقّ لايق‌اند دگر آن‌كه دارند نسل از قريش * قريش از عرب در گهر هست پيش به خون‌اند پيوستهء مصطفى * چنين پايه باشد به گيتى كه را ؟
هامش
( 1 ) ( ب 9001 ) . در اصل : ش ؟ ؟ ؟ فه . ( : سقيفهء بنى ساعده ) . گروه شدن : مجتمع شدن ، انجمن شدن . ( 2 ) ( ب 9005 ) . در اصل : كر يكدلى . ( 3 ) ( ب 9008 ) . پژوه كردن از كسى - پرسش و بازخواست كردن از كسى . ( 4 ) ( ب 9014 ) . در اصل : فزوتىتران .