تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 426

مساهمون:

ص٤٢٦
به هر رو كه بينى ز انصاريان * فزونىّ « 1 » آن مردمان شد عيان 9020 بويژه كه فرمود سيّد چنين : * امام از قريشى سزد بر زمين » يكى گفت ز انصاريان اين‌چنين : * « ميانجى بود بهتر اكنون دراين بر انصار ز انصار باشد امير * مهاجر مهاجر سزد ناگزير دو بهره هميدون دگر مردمان * يكى پيرو هرگُره بىگمان » از اين گفت‌وگو خاست بانگ و فغان * سخن گفت هريك دگرگون درآن 9025 سخن اندر آن خواست گشتن دراز * به بيعت عمر كرد دستش دراز ابو بكر را دست بگرفت مرد * ز بيعت براو بر سخن ياد كرد ابو بكر با او ز ساده‌دلى * « اقيلونى و » گفت : « فيكم على » « 2 » عمر گفت با او : « از اين درگذر * نه هنگام رحلت خديوِ بشر امامت بر اسلاميت داده بود * نه خود در پيت نيز استاده بود ؟ 9030 دليلى ازاين بِهْ به كار امام * كه دارند اكنون ازاين خاص و عام » ؟ از آن پس بر او كرد بيعت دراين * گروه مُهاجر همه همچنين و ليكن ز انصار آن روز كس * نديدند بر بيعتش دسترس به شبگير سه‌شنبه اسلاميان * به مسجد شدند سربه‌سر آن زمان عمر خطبه‌اى خواند بر مردمان * ز پوزش سخن كرد ياد آن زمان 9035 كه بُد گشته پوشيده بر دل مرا * كه شايد نميرد رسُول خدا ز قرآن ابو بكرم آورد ياد * كه او هست در كارِ دين اوستاد كنون گر محمّد بشد زين ميان * ز گفتار حقّ هست قرآن عيان كه او نيز ما را بدان ره نمود * زيانش زيانست و سودست سود هر آن‌كس كه قرآنش باشد امام * بود در دو گيتى از آن شادكام 9040 خدا فضل كرده‌ست بر ما دراين * كه بو بكر شد در خلافت گُزين كه او يارِ غارِ سرِ انبياست * ز بهر وى از گفتهء مصطفاست : « كه خورشيد بعد از رسولانِ مه * نتابيد بر كس ز بو بكر بِه » « 3 »
هامش
( 1 ) ( ب 9019 ) . فزونى - فضيلت . ( 2 ) ( ب 9027 ) . برگرفته از گفتهء ابو بكر است : أقيلونى ، أقيلونى ! لست بخيركم و علىّ فيكم . ( 3 ) ( ب 9042 ) . بيت از فردوسى است كه در مقدّمهء شاهنامه آمده است . ( شاهنامهء فردوسى ، چاپ مسكو ، 1963 م . ج 1 ، ص 18 بيت 92 ) .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 426 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى