به هر رو كه بينى ز انصاريان * فزونىّ « 1 » آن مردمان شد عيان
9020 بويژه كه فرمود سيّد چنين : * امام از قريشى سزد بر زمين »
يكى گفت ز انصاريان اينچنين : * « ميانجى بود بهتر اكنون دراين
بر انصار ز انصار باشد امير * مهاجر مهاجر سزد ناگزير
دو بهره هميدون دگر مردمان * يكى پيرو هرگُره بىگمان »
از اين گفتوگو خاست بانگ و فغان * سخن گفت هريك دگرگون درآن
9025 سخن اندر آن خواست گشتن دراز * به بيعت عمر كرد دستش دراز
ابو بكر را دست بگرفت مرد * ز بيعت براو بر سخن ياد كرد
ابو بكر با او ز سادهدلى * « اقيلونى و » گفت : « فيكم على » « 2 »
عمر گفت با او : « از اين درگذر * نه هنگام رحلت خديوِ بشر
امامت بر اسلاميت داده بود * نه خود در پيت نيز استاده بود ؟
9030 دليلى ازاين بِهْ به كار امام * كه دارند اكنون ازاين خاص و عام » ؟
از آن پس بر او كرد بيعت دراين * گروه مُهاجر همه همچنين
و ليكن ز انصار آن روز كس * نديدند بر بيعتش دسترس
به شبگير سهشنبه اسلاميان * به مسجد شدند سربهسر آن زمان
عمر خطبهاى خواند بر مردمان * ز پوزش سخن كرد ياد آن زمان
9035 كه بُد گشته پوشيده بر دل مرا * كه شايد نميرد رسُول خدا
ز قرآن ابو بكرم آورد ياد * كه او هست در كارِ دين اوستاد
كنون گر محمّد بشد زين ميان * ز گفتار حقّ هست قرآن عيان
كه او نيز ما را بدان ره نمود * زيانش زيانست و سودست سود
هر آنكس كه قرآنش باشد امام * بود در دو گيتى از آن شادكام
9040 خدا فضل كردهست بر ما دراين * كه بو بكر شد در خلافت گُزين
كه او يارِ غارِ سرِ انبياست * ز بهر وى از گفتهء مصطفاست :
« كه خورشيد بعد از رسولانِ مه * نتابيد بر كس ز بو بكر بِه » « 3 »
هامش
( 1 ) ( ب 9019 ) . فزونى - فضيلت .
( 2 ) ( ب 9027 ) . برگرفته از گفتهء ابو بكر است : أقيلونى ، أقيلونى ! لست بخيركم و علىّ فيكم .
( 3 ) ( ب 9042 ) . بيت از فردوسى است كه در مقدّمهء شاهنامه آمده است . ( شاهنامهء فردوسى ، چاپ مسكو ، 1963 م . ج 1 ، ص 18 بيت 92 ) .