تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
و ليكن به نوبت به خان زنان * همىرفت تا چندگه همچنان 8810 چو شد سخت‌تر رنج بر مصطفى * مجالِ شد آمد نبودى ورا به دستورى « 1 » ديگران مصطفى * سوى حجرهء عايشه جُست جا نبود آن توانش كه بر راه بر * بتنها تواند شدن برگذر دو فرخنده عمزاده فضل « 2 » و على * شدندش مددكار از يكدلى به سر بر عِصابَه « 3 » ببسته ز درد * گرفتند دستش مرآن هر دو مرد 8815 سوى حُجرهء عايشه مرورا * ببردند و خفت اندراو مصطفى بر او رنج شد سخت‌تر آن زمان * نماندش به تن در ز سُستى توان ز هفت خانه هفت مشك از آبِ سرد * بفرمود تا خادمى گِرد كرد سروتن بدان آب نيكو بشست * از آن رنجِ تن پاره‌اى گشت سُست درآمد به مسجد رسولِ خدا * نبود آن توانش باستد به پا 8820 نه بر منبرش بود رفتن توان * ز سستى نشست بر زمين آن زمان نكو خطبه‌اى داد ز ايجاز ساز « 4 » * در او كارِ دين جمله بنمود باز چو برگفت يكبارگى كار دين * به اسلاميان گفت نالان چنين : « مخيّر شده‌ست بنده‌اى از خدا * ميانِ لقا و ميانِ بقا « 5 » لقاى خدا بنده‌اش برگزيد * ز دانش به سوى بقا بنگريد » 8825 كسى جز ابو بكر آگه نگشت * كز اين گفته سيّد بخواهد گذشت « 6 » خروشيد و بگريست زاين زارزار * بباريد بر ديده خون بر كنار به دو گفت : « جانها فداى تو باد * مبادا كت آيد از اين كار ياد كه ما را نباشد توانِ فراق * بسوزيم در آتشِ اشتياق » دعا كرد او را براين مصطفى * چنين گفت : « اگر زآن‌كه غير از خدا
هامش
( 1 ) ( ب 8811 ) . دستورى : اجازه ، رخصت ، اذن ، رضايت دادن . ( 2 ) ( ب 8813 ) . فضل بن عبّاس بن عبد المطّلب . ( 3 ) ( ب 8814 ) . عصابه : پارچه‌اى كه بر پيشانى بندند ؛ سربند ، دستار . ( فرهنگ فارسى معين ) . ( 4 ) ( ب 8821 ) . در اصل : داد را ؟ ؟ ؟ ار ساز . ( 5 ) ( ب 8823 ) . « بر منبر رفت و روى به صحابه آورد و گفت : انّ عبدا من عباد اللّه ، خيّره اللّه بين الدّنيا و بين ما عنده ، فاختار ما عند اللّه . . . » ( سيرت رسول اللّه ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ، ص 1103 ) . ( 6 ) ( ب 8825 ) . گذشتن - رحلت .