تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 415

مساهمون:

ص٤١٥
چنين بود و دردم نكردى دگر * اگرچه به زحمت بُدم « 1 » پيشتر » 8790 اگرچه بُدش معجزه بىشمار * بدين مايه كردم كنون اختصار كنون آخرِ كارِ فخر بشر * بگويم كه چون كرد زايدر گذر

انجام كار مصطفى ، صلّى اللّه عليه و سلّم ، در دنيا

پيمبر چو دانست رنجِ تنش * فرستاد خواهد سوى مسكنش « 2 » بشد با غلامش مُوَيْهه « 3 » خطاب * به سوى بقيع آمد اندر شتاب ( 184 ) درودى ز يزدان بر اهل قبور * فرستاد از آنجا به نزديك و دور 8795 ز حق خواست آمرزش آن مهان * كز اسلام بودند آنجا نهان چنين گفت پس با مويهه به راز : * « دَرِ لطف حقّ بر دلم گشت باز خداوند كردم مخيَّر دراين * يكى زاين دو كردن به كارم گُزين يكى ، مُلك گيتى و عمرِ دراز * پس از مرگ فردوس و آرام و ناز دؤم چيز ، ديدن لقاىِ خدا * ولى ، من گُزيدم لقا بر لقا » 8800 مويهه چنين داد پاسخ : « اگر * لقا برگزيدى خديوِ بشر نبودى بَد آن نيز ، چون كردگار * به فردوس مىآرد انجام كار » نبى گفت : « حق را در آن بُد رضا * كه اكنون گُزين گشت در دل مرا » * چو با خانه آمد خديوِ بشر * پديد آمدش در زمان دردِسر سر عايشه نيز بُد دردمند * همىكرد نالش ز درد و گزند 8805 به طَيْبَت چنين گفت سيّد به دو : * « اگر زآن كه دولت نموديت رو به دست منت كُشتى اكنون عزيز * كز آنت فزودى بسى « 4 » پايه نيز » به دو گفت : « آرى ، برآنى مگر * نشانى به جايم عروسى دگر ؟ » تبسّم نبى كرد و چيزى نگفت * در او تب اثر كرد ، نالان بخفت
هامش
( 1 ) ( ب 8789 ) . در اصل : برحمت بدم . ( 2 ) ( ب 8792 ) . منظور از « مسكنش » جهان ديگر ، جهان آخرت ، آن جهان است . ( 3 ) ( ب 8793 ) . در طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه : أبو مويهبه ( مولى رسول اللّه ) ؛ هكذا ، ب 8796 و ب 8800 . ( 4 ) ( ب 8806 ) . در اصل : كرانت فرودى بسى .