تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 409

مساهمون:

ص٤٠٩
طلب كرد و كردش ثريد « 1 » اندر آب * طلب كرد اصحاب را در شتاب برفتند ده‌ده بَرِ مصطفى * وز آن سير گشتند به امر خدا به جا بود در كاسه هم آن‌قدر * به زن داد آن را خديو بشر * 8670 دگر ، در سفرها يكى روز آب * نماند و قوى گشت گرما و تاب چنان گشت تشنه رسول خدا * كه طاقت نبودى ستادن ورا بفرمود تا آب جُستند باز * يكى كاسهء نيمه آمد فراز در آن آب زد دستِ خود مصطفى * روان گشت آن آب از امر خدا به نوعى كه مردم از آن خاص و عام * شدند سير با چارپايان تمام 8675 چو زو مصطفى دست برداشت زود * در آن كاسه آبش همان نيمه بود * دگر ، گفت عمرو حصين « 2 » اين‌چنين : * « به غزوى بُدم با رسول گزين نماند آب كس را برآن راه بر * تبه خواست گشتن سپه سربه‌سر مرا گفت پيغمبر نامدار : * به صحرا شو و آب جوى ، ايدر آر « 3 » به فرمان به صحرا شدم از سپاه * زنى بود پوينده بر طَرْفِ راه 8680 كه با او يكى خيك پُرآب بود * بَرِ مصطفى بردم آن آب زود « 4 » نبى بر سر خيك بنهاد دست * بگفتا : بريد آب هركس كه هست ببرد هركسى آب چندان‌كه خواست * وز آن خيك يك قطره گفتى نكاست به زن داد و كردش روانه به راه * همان چيز دادش رسُولِ إله » * دگر ، بو هريره چنين گفت باز : * « نخوردن بر اصحاب شد پُردراز 8685 كسى دسترس بر طعامى نيافت * از ايشان يكى پيش سيّد شتافت از او خوردنى خواست او را همان * به خانه نبُد هيچ چيز آن زمان
هامش
( 1 ) ( ب 8667 ) . ثريد ( معرّب تريد - تريت - تليت ، عم . ) طعامى است كه پاره‌هاى نان را در شورباى گوشت تر كنند ، اشكنه . ( فرهنگ فارسى معين ) ( 2 ) ( ب 8676 ) . عمرو حصين ( ؟ ) . ظاهرا : منظور عمرو بن محصن است كه از جملهء مهاجرين اوّليّه به مدينه مىباشد . ( 3 ) ( ب 8678 ) . در اصل : اندرآر . ( 4 ) ( ب 8680 ) . در اصل : آب رود .