ورا كرد آزاد و پذرفت دين * مسلمان شدند قوم او همچنين « 1 »
* 8545 دگر ، آنكه مردى ز غطفانيان « 2 » * كه چون او نبُد پهلوان آن زمان
چنين گفت : « اگر از محمّد دمار * برآرم ، چه پاداش يابم ز كار ؟ »
پذيرفت از او هركسى خواسته * كزين كار بخشندش آراسته
بشد مرد غطفانى « 3 » خيره كار * بيامد بَرِ مصطفى بادوار
به خلوت بَرِ مصطفى شد ز راه * به كف داشت تيغى رسولِ إله
8550 از او خواست غطفانى آن تيغ تيز * مگر زآن برآرد از او رستخيز
نبى دادش آن تيغ و آن مرد گفت : * « نترسيدى از كين من درنهفت ؟
كه شمشير دادى به دستم چنين * كه خواهد رهانيدن از من دراين ؟ »
نبى گفت ك : « ز تو رهايى مرا * دهد بىگمانى ز بَدها خدا
و ليكن تو زين خيره كارت رها * نخواهى شد از خشم برتر خدا »
8555 برآهخت شمشير آن بدگمان * كز آن بر پيمبر سرآرد زمان
چو بفراشت دست خود آن بدگمان * بيفتاد و بيهوش شد در زمان
در آن بيهشى بود تا شد تباه * ببردند سوى گروهش ز راه
* دگر ، أسود راعى نامور * كه در ديه خيبر بُد او را مقرّ
بيامد به نزديكى مصطفى * مُسُلمان شد آن مرد پاكيزه را
8560 چنين گفت با مصطفى آن شبان : * « چو بودم شبان پيش آن مردمان
بود چارپايان ايشان بَرَم * اگر هست اجازت به خيبر برم
سپارم بدان مردمان سربهسر * نهم بعد از آن باز پيش تو سر »
نبى گفت : « اگر سوى خيبر شوى * گزندت رسانند از بدخوى »
بفرمود تا رفت و يك مشت خاك * برآن چارپايان برافشاند پاك
هامش
( 1 ) ( ب 8544 ) . مطلب ضمانت از آهو در منابع مختلف به حضرت على بن الحسين ( ع ) و امام رضا ، عليه السّلام ، نسبت داده شده است . اين نخستين بار است كه منبعى تاريخى اين مطلب را به حضرت رسول ( ص ) نسبت داده است .
( 2 ) ( ب 8545 ) . در اصل : عطفانيان .
( 3 ) ( ب 8548 ) . در اصل : عطفانى ؛ هكذا ، ب 8550 .