تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥
به حقّ خلق را رهنمايى كنيم * ز آزار مردم جدايى كنيم 8375 ببخشيم بر خويشتن اين زمين * نگيريم از هم در اين كار كين ( 176 ) نبوّت يكى نيمه باشد مرا * يكى نيمه ديگر هميدون ترا بياييم در مُلك همديگران * نداريم اين كار بر خود گران كه از ما بود راضى ايزد در اين * به گيتى درون مردمان همچنين » چو اين نامه آمد بَرِ مصطفى * بدان مرد گفتا رسُول خدا : 8380 « تو بارى چه‌گويى در اين كار دين ؟ » * به دو گفت : « گويم سخن همچنين » نبى گفت : « اگر نيستى بهر آن * روا نيست كشتن فرستادگان نگشتى سر تو ز دستم رها * روانت شدى زاين سخن بىبها » پس آنگاه پاسخ فرستاد باز * به كار كژان راستى دادساز نوشتند پاسخ به پيشش چنين : * « ز پيش محمّد رسُول گزين 8385 بر مسلمه ، كوست كانِ دروغ * ندارد دروغش بَرِ ما فروغ ز من باد بر جان آن‌كس دُرود * كه از راستى باشدش تاروپود » از آن پس چنين گفت : « مُلك زمين * خدا راست و نيست شُبهت در اين به هركس كه يزدان دهد چند روز * به روى زمين او بود دلفروز ولى هركه باشند پرهيزگار * بود راضى از كارشان كردگار 8390 دگر هركه در دين بود بر دروغ * نيابد جز از تيز آتش فروغ خنك آن‌كه گِردِ در بَد نگشت * به نيكى از اين دار فانى گذشت » فرستاده را زآن سپس بازِجا * فرستاد از پيشِ خود مصطفى

دعوت اسود عنسى « 1 » كذّاب نبيّون و قتلش

به صنعا دگر خيره‌گويى تباه * همىگفت : « هستم رسولِ إله » بُدى أسْوَد آن خيره‌گو را خطاب * ز قوم عَنَس « 2 » داشتى انتساب 8395 بسى كس پذيرفت دين زآن پليد * در آن مُلك ازين نامش آمد پديد
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . در اصل : اسود عيسى كذّاب ؟ ؟ ؟ ننون : أسود بن كعب العنسى . ( 2 ) ( ب 8394 ) . در اصل : عبس .