تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
ز نجران على اندر آمد ز راه * بيامد به پيش رسولِ إله نبى گفت : « إحرام چون بسته‌اى * به هردو و گر از يكى رسته‌اى ؟ » على گفت : « من پيروم مر ترا * چنان بسته‌ام بسته است مصطفى چو قربان نبود اندر آنجا ورا * شريك خودش كرد از آن مصطفى 8335 حج و عمره كردند هركس تمام * چنين گفت پس پيشواىِ انام كه : « اركان حج بعد از اين همچنين * نگه داشت بايد در اين راه دين » از آن پس نكو خطبه‌اى داد ساز * در او حالِ اسلام بنمود باز كه چون و چگونه كنون راه دين * نگه داشت بايد به راىِ رزين ز بدها بكلّى در او دور بود * به نيكى برش نيكوى برفزود 8340 ز دوزخ بترسيد « 1 » و افعال بد * به نيكى همه دور كردن ز خود به امّيد نيكى ز پروردگار * نماندن كه از بَد شود شرمسار چو اركان دين و شروطى كه بود * به مردم بيكبار روشن نمود چنين گفت : « اى قوم حُكم خدا * رسانيدم ، ارنه همه با شما ؟ » بگفتند : « آرى ، سراسر پيام * رسانيدى از حقّ به خاص و به عام » 8345 نبى گفت : « يا رب پيامت چو من * رسانيده‌ام پيشِ اين انجمن تو اين كار از اين بنده‌ات درپذير * در اين هيچ تقصير بر من مگير گوا باش بر قولِ اين مردمان * كه كردم رسالت تمام اين زمان فرستاد آيت خدا ز آسمان * كه : « كامل شد اسلام و دين بىگمان وز اين نعمتم گشت بر تو تمام * گزاردى به حقّ آنچه دادم پيام 8350 در اين از تو خشنودم اى مصطفى * كنون بر تو زاين نيست باقى مرا » « 2 » از اين هركه بودند شادان شدند * همى مژده از ديگران بستدند مگر آن خردپرور و يار غار * كه باريد از اين كار خون بر كنار يكى گفت : « در شاديى اين‌چنين * چرايى براين‌گونه اندوهگين ؟ » به دو گفت ابو بكر : « اى نامدار * شما مىنبينيد فرجام كار 8355 ز معنى چو آگه نه‌ايد اندراين * به صورت خوش آيد شما را چنين
هامش
( 1 ) ( ب 8340 ) . در اصل : ببرسيد و . ( 2 ) ( ب 8348 تا 8350 ) .« . . . أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً . . . »رجوع شود به آيهء شريفهء 3 از سورهء مباركهء مائده ( 5 ) ، قرآن كريم .
ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 393 | حمد الله مستوفى قزوينى / مهدى مداينى