تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
چو معنىست روشن ز صورت مرا * كنم گريه بر فُرْقَتِ مصطفى كه پيغمبران چون گزارند پيام * به كارى كه رفتند سازند تمام « 1 » بناچار « 2 » بايد شدن بازِجا * شدن خواهد از پيشِ ما مصطفى مرا چون نبُد در فراقش توان * ز ديده شدم اشك ازاين‌رو روان » 8360 نبى كرد او را دُعا اندراين * كه : « از تو قوى باد بنيادِ دين » از آن پس بدان قوم گفتا چنين : * « نبيند « 3 » به حجّ كس مرا بعد از اين كه اين حجِّ من هست حجِّ وداع * نيايم از اين پس سوى اين بقاع » به سوى مدينه شد آن‌گه روان * به راه اندرون شد به تن ناتوان گهى خسته و گه تن آسان به راه * همىشد ، گزيده رسُولِ إله 8365 چنين تا به شهر مدينه رسيد * در او اندكى صحّت آمد پديد نه رنجور سخت و نه بُد تندرست * شد آمد همىكرد و مىگشت سست

نامهء مسيلمهء « 4 » كذّاب به رسول ، صلّى اللّه عليه و سلّم و پاسخ آن

ز هجرت چو در يازده رفت سال * نبى را خبر شد ز هرگونه حال ز نزديكى مُسلمه « 5 » نامه‌اى * بَرِ مصطفى بُرد خودكامه‌اى نوشته درآن نامه بود اين‌چنين * كه : « از مسلمه پيشواى زمين 8370 كه رحمنِ مُلكِ « 6 » يمامه ورا * لقب داد از عزّت او خدا رسول خداوند در مُلك خويش * به پيش محمّد رسولِ قريش » پس از شرط و رسم درود و سلام * نوشته چنين پيشِ فخر انام كه : « چون از خدا هردو پيغمبريم * براين بايد از راستى نگذريم
هامش
( 1 ) ( ب 8357 ) . در اصل : كه رفتيد سازيد تمام . ( 2 ) ( ب 8358 ) . در اصل : نه ناجار . ( 3 ) ( ب 8361 ) . در اصل : نبينند . ( 4 ) ( عنوان ) . در اصل : مسلمه . ( 5 ) ( ب 8368 ) . مسيلمهء كذّاب ( مسيلمة بن حبيب الحنفى الكذّاب ) ، كه صاحب ظفرنامه پيش از اين به سبب « راست نيامدن در وزن شعر » توضيح تغيير آن را به « مسلمه » داده است . ( 6 ) ( ب 8370 ) . در اصل : رحمى ملك .