تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 391

مساهمون:

ص٣٩١

وفات ابراهيم ابن رسول اللّه ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم

دهم ماه سال دهم ناگهان * براهيم شد سوى ديگر جهان يكى سال و ده ماه با هفت روز * بُدى عمر آن نورِ گيتىفروز 8290 ز مهرش پيمبر بباريد اشك * روان گشتش از ديده بر رخ سرشك چنين گفت : « از چشم از اين درد خون * اگرچه ببارد « 1 » ز سوز درون نياريم چيزى از آن بر زبان * كه راضى نباشد خدا اندر آن » چو اندر بقيعش سپردى به خاك * نهادندش اندر دل خاك پاك بپرسيد فرّخ فرشته از او : * « چگونه‌ست حال تو ؟ ما را بگو » 8295 همىشرم بودش كه گويد : « پدر * رسولستم از داورِ دادگر » نبى كرد تلقين « نَبيّى أَبى » * پسر بازگفت اين به گفتِ نبى از آن وقت آئين تلقين بماند * كه بر مُرده بايد درآن‌حال خواند به جايى كه از بچّهء مصطفى * بپرسند باز اين ز حكم خدا چه خواهد بُدن حال ما آن زمان * تو كن يا رب از لطف آسانمان 8300 دلم از خرد بازپرسيد و گفت * برآورد آتش نهان از نهفت : « چو هرچيز را هست پروردگار * ز مهر نبى كرده است آشكار گُزين كردش از زمرهء انبيا * برافزود پايه از ايشان ورا هرآن‌چيز كان جُمله را داده بود * به دو داد و چندى برآن برفزود چرا پاك پوران او را بقا * نداد ، اندر اين چيست حكمت ورا ؟ 8305 كه ديگر رُسُل را ز پوران نژاد * به جايست ، او را چرا برفتاد » خرد گفت : « زيرا كه ختم رسل * براو خواست بودن ز جزو و ز كلّ نبودى روا بعد از او ديگرى * ز كار رسالت كند مهترى و گر پور او را به مَردى خُدا « 2 » * رسانيدى ، آن هم نبودى روا كه او را نبودى در آن پايه كار * كه بودى رسُول از خداوندگار 8310 كه پوران ديگر رُسُل را خدا * درآورد در زمرهء انبيا
هامش
( 1 ) ( ب 8291 ) . در اصل : چه نيارد . ( 2 ) ( ب 8308 ) . در اصل : به مردى جدا .