حبوبات ، هرچيز خوردن توان * ز ميوه ، جز انگور و خرما ، مخوان
8270 زر و سيم و هرچيز سازيد از آن * چو آيد به حدّ « 1 » نصاب آن زمان
بود هريكى را زكاتى دگر * به هرسال يك بار از اين دربهدر
ز هركس كه هستند اسلاميان * فرست « 2 » و طلب كن زكات اين زمان »
چو زاين درفرستاد فرمان خدا * بههرسو فرستاد كس مصطفى
ز اسلاميان خواست مالِ زكات * به حُكم خدا خالق كائنات
8275 على شد به نجران « 3 » به فرمان او * به بحرين علاحضرمى كرد رو
سيم مالك بن نُوَيْرَه « 4 » همان * به قوم بنى حَنْظَله « 4 » شد روان ( 174 )
به طىّ عَدىّ حاتِم آورد رُو * كه آن قوم بودند خويشان او
زياد ابن لَبّيد « 5 » به پنجم به راه * به سوى حضر موت شد مالخواه
زِبرقان بن بدر « 6 » و قيس گزين * برفتند سوى تميم همچنين
8280 مهاجر « 7 » ز تخم اميّه همان * به مُلك يمن شد به فرمان روان
رسانيد هريك به نام خدا * به مردم ز فرمودهء مصطفى
چو فرمان شنيدند هركس كه بود * به ترتيب آن مال كوشيد زود
هرآنكس هرآنچيز بودى برُو * به عامل سپردند بىگفتوگو
يكايك ز هر كشورى بازِجا * رسيدند با حضرت مصطفى
8285 به هرجا در اين سال اين مردمان * برفتند و بازآمدند آن زمان
مگر در يمن از مهاجر عدُو * بخيره در آن وقت شد جنگجو
كه از فتنهء اسود آن مردمان * بُدند گشته مُرْتد به دل آن زمان
هامش
( 1 ) ( ب 8270 ) . در اصل : حد - ناب .
( 2 ) ( ب 8272 ) . در اصل : فرست و طل - زكات .
( 3 ) ( ب 8275 ) . در اصل : ب ؟ ؟ ؟ حران ؛ . . . ؟ ؟ ؟ حرين .
( 4 ) ( ب 8276 ) . در اصل : بن ؟ ؟ ؟ ويژه ؛ . . . بنى حنطله .
( 5 ) ( ب 8278 ) . در اصل : زياد بن أسود ( ؟ ) در سيرت رسول اللّه : « و ديگر زياد بن لبيد [ در پانويس : در اصل : زياد بن أسود ] به حضر موت فرستاد . » ( مصحّح دكتر اصغر مهدوى ، ص 1058 ) . سيرهء ابن هشام ، نيز : زياد بن لبيد ؛ هكذا طبرى . قراءت لبّيد ( به تشديد ثانى ) به ضرورت رعايت وزن شعر است .
( 6 ) ( ب 8279 ) . در اصل : زنرقان بن زيد ( ؟ ) . در سيرهء ابن هشام : الزّبرقان بن بدر ؛ قيس بن عاصم . طبرى و سيرت رسول اللّه از دو نفر اخير نامى نبردهاند .
( 7 ) ( ب 8280 ) . مهاجرين أبى اميّة بن المغيره .