گرانمايه جامه سراسر به تن * بپوشيده اندر خور خويشتن
نشسته بر اسپان تازى نژاد * گرو برده در پويه از برق و باد
رجزخوان « 1 » و خود را ستايان به راه * برفتند پيشِ رسولِ إله
8210 نبى آن سران را سراسر نواخت * براندازه نزديكى خود نشاخت
از آن پس مسلمان شدند آن سران * پيمبر نوازيدشان اندرآن
نبى گفت : « خود را ستايش مهان * نشايد كه سازند اندر جهان
كه خود را ستايش گر از راستى است * در او بويى از شيوهء كاستى است »
از آن پس گُسى كردشان مصطفى * سوىِ حىّ فرستاد آن قوم را
8215 براين دادشان عهدى از خويشتن * برفتند از آنجا به مُلك يمن
گروهِ هَمِدّان « 2 » مسلمان همه * به گفتارشان شد شبان و رمه
يكى تن از آن قوم بىدين نماند * همهء نامهء دين اسلام خواند
فرض گشتن حجّ بر مسلمانان
از آن پس فرستاد فرمان خدا * كه : « حجّ فرض كردم كنون بر شما
كسى را كه باشد به رفتن توان * برآن راه بايد كه گردد روان
8220 توان آن بود كو بود تندرست * نباشد ز درويشيش كار سست
ره حجّ بود ايمن از بدگمان * بدين شرط فرض است حجّ آن زمان
به اسلام دادم اميرىِّ حاج * كز آن كار اسلام يابد رواج »
چو فرمان يزدان بيامد چنين * ابو بكر در كار حجّ شد گزين
روان گشت با حاجيان سوى راه * بر آهنگ مكّه از آن جايگاه
8225 ابو بكر چون شد روانه به راه * فرستاد فرمان دگر ره إله
يكى سورهء پاك نامش برات « 3 » * در او كرده اركان حجّ را صفات
هامش
( 1 ) ( ب 8209 ) . در اصل : رجزجان .
( 2 ) ( ب 8216 ) . همدان ( بنى همدان ) ؛ در اينجا نيز به ضرورت رعايت وزن شعر « همدّان » قراءت شود .
( 3 ) ( ب 8226 ) . در اصل : براة : سورهء براءت ( توبه ) نهمين سورهء قرآن مجيد كه به تأكيد و تصريح منابع و تفاسير معتبر ، آخرين سورهء قرآن است كه نازل شده .