8190 گزيدند هريك فرستادهاى * خردپيشه مردى و آزادهاى
به پيغام گفتند پيش رسُول * كه : « اسلام كرديم يكسر قبول
ز اصحاب بايد كسى اين زمان * درآموزد اسلام در مردمان »
نبى آن رُسُل را به خوبى نواخت * براندازهء پايهشان سرفراخت
ز اصحاب شش مرد را برگزيد « 1 » * كه شايستهء كارِ آن مُلك ديد
8195 مُعاذِ جبل « 2 » بود استادشان * به راه اديبى فرستادشان
برفتند و دين در يمن آشكار * شد از كارِ آن مردم نامدار
از آن پس على را بدان جايگاه * فرستاد فرّخ رسُولِ إله
كه بتخانهها و بتانشان خراب * به فرمانِ يزدان كند در شتاب
على رفت و از گفتهء مصطفى * به زودى درآورد يكسر به پا
8200 قليس ، « 3 » آنكه بودى در آنجا ريام * ز بتخانهها بود برتر به نام
در او خواسته بود بيش از شمار * همه برگرفت آن يل نامدار
بياورد نزديكى مصطفى * ببخشيد سيّد به حُكم خدا
اسلام قوم بنى همدان
گروه هَمِدّان « 4 » به مُلك يمن * چو از دين شنيدند چندى سخن
به دل دينِ اسلام را خواستند * به رفتن همه كار آراستند
8205 بر آن قوم بُد مهترى پيشوا * كه مالك « 5 » بُدى نامْ آن مير را
بشد با سران و مهان سوىِ راه * به شهرِ مدينه از آن جايگاه
هامش
( 1 ) ( ب 8194 ) . در طبرى و سيرهء ابن هشام و سيرت رسول اللّه : معاذ بن جبل ، عبد اللّه بن زيد ، مالك بن عباده ، عقبة بن نمر ، مالك بن مرّة .
( 2 ) ( ب 8195 ) . در اصل : معاد . معاذ بن جبل .
( 3 ) ( ب 8200 ) . قلّيس . نام كليسايى است كه به دستور ابرهه در صنعاى يمن ساخته شده است . ( نك . ص 69 سيرت رسول اللّه ، مصحّح دكتر اصغر مهدوى ) ؛ رئام : در سيرت رسول اللّه آمده است : « و قوم حمير در صنعا يكى ( : بتى ) كرده بودند نام وى رئام » ( ص 107 سيرت رسول اللّه ) .
( 4 ) ( ب 8203 ) . همدان . به ضرورت رعايت وزن « همدّان » قراءت شود .
( 5 ) ( ب 8205 ) . مالك بن نمط .