تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 382

مساهمون:

ص٣٨٢
چنين داد پاسخ : « نبادا از اين * چو عُروه ز من نيز جوييد كين گر از راستى مىسراييد اين * نخواهيد گشتن ز پيمان درين ز هر قوم با من يكى تن به راه * بياييد پيشِ رسُولِ إله » 8115 برفتند با او سران زآن ديار * به شهر مدينه شدند بادْوار به پيش مغيره هم از ره پيام * فرستاد و جستند از اين كار كام كه او نيز در اصل از آن قوم بود * ثقيفى به دو زآن ارادت نمود مغيره به بو بكر ازاين بازگفت * ابو بكر با مصطفى در نهفت پذيره فرستاد سيّد به راه * ببردندشان پيش سيّد سپاه 8120 به نزديك مسجد هم اندر زمان * زدند خيمه از بهرِ آن مردمان در آن خيمه‌شان آوريدند فرود * فرستاد سيّد بديشان درود به شبگير پيش رسول آمدند * مراو را همه مدح‌خوانان شدند پس آنگاه درخواستند از رسُول * كند زينهار ثقيفى قبول نجويد سوى خون عُروه نبرد * ببخشد گناهى كه آن قوم كرد 8125 نبى گفت : « شايد ببخشم گناه * اگر درپذيريد « 1 » دينِ إله » بگفتند : « آرى پذيريم دين * اگر شرط با مات باشد چنين : نخست آن‌كه از لات سه سال كين * نجويى ، مُواسا « 2 » كنى اندراين » پيمبر نپذرفت كمتر زمان * همىبازگرديدى آن مردمان چنين تا به يك روز آمد زمان * نپذرفت سيّد زمان همچنان 8130 دگر آن‌كه بخشد بديشان نماز * كه بر مردمان است كارش دراز نبى گفت : « هر دين نماز اندر او * نباشد ، در آن دين نكويى مجو » « 3 » دگر آن‌كه زايشان شكستن بتان * نخواهد كه سازند خود « 4 » آنچنان ( 171 ) نبى گفت : « شايد كه اصحاب من * درآرند خود در بتانتان شكن »
هامش
( 1 ) ( ب 8125 ) . در اصل : دربذيرند . ( 2 ) ( ب 8127 ) . مواسا ( مواسات ) : يارى كردن به مال و تن ؛ ياريگرى . ظاهرا درا اينجا به معنى گذشت و اغماض و چشم‌پوشى است . ( 3 ) ( ب 8131 ) . لا خير فى دين لا صلاة فيه . ( 4 ) ( ب 8132 ) . در اصل : سازند ؟ ؟ ؟ خود .