تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩

ذكر سه منافق [ كه ] « 1 » توبه‌شان قبول شد

سه مهتر از آنها كه ماندند باز * نرفتند با او به كوشش فراز يكى كعب مالك ، مُراره دگر * كه بودى ز نسل ربيعش گهر 8050 هِلال امَيَّه سئم نامور * برفتند نزديك فخر بشر شدند معترف هرسه اندر گناه * كه : « بىعذر مانديم از تو به راه » نبى گفت : « تا كردگار « 2 » اندراين ، * چه فرمان فرستد ز مهر و ز كين مجوييد خشنوديم از شما * مياييد ديگر به نزديك ما نه با قوم اسلاميان زين سپس * به صحبت نشينيد « 3 » در پيش و پس 8055 ز نيش زبان نيز « 4 » دورى كنيد * در آتش از آن كارشان مفگنيد » شكسته دل آن هرسه آزاد مرد * ز پيشش برفتند دل پر ز درد از ايشان ببرّيده اسلاميان * كرانى گزيدند از اين زآن ميان به خانه نشستند با درد و سُوز * چنين تا گذر كرد « 5 » پنجاه روز ز غسّانيان خسروى زآن سپس * بَرِ كعبِ مالك فرستاد كس 8060 نوشته يكى نامه پيشش چنين : * « شنيديم شد صاحبت پر ز كين براندت ز نزديكى خويشتن * نگويند با تو سخن انجمن ندارد نگاه ارج تو هيچ‌كس * نهانى به هرسو شوى پيش و پس چرا بايد آنجات زين‌گونه بود * درآور به نزديك من روى زود كه هرچيز باشد مرادت ز ما * به خوبى در اين مُلك گردد روا » 8065 چو كعب ابن مالك شنيد اين سخن * بپيچيد از حيف بر خويشتن فرستاده را كرد خوار اندرآن * بدرّيد آن نامه را همچنان بناليد در پاك پروردگار * چنين گفت : « يا رب پسنده مدار
هامش
( 1 ) ( عنوان ) . [ كه ] در اصل نيست . ( 2 ) ( ب 8052 ) . در اصل : با كردكار . ( 3 ) ( ب 8054 ) . در اصل : نشينند در . ( 4 ) ( ب 8055 ) . در اصل : ز پش زبان نيز . . . ( 5 ) ( ب 8058 ) . در اصل : كذر كرده .