پس از كار اسلامم از كافرى * براينگونه باشد سخنگسترى »
ببخشود بر وى خدا زين سخن * پذيرفت توبه از آن پاكتن
8070 ز بس كآن سران روز و شب زارزار * بناليدى از عجز در كردگار
پس از زارى و سوز پنجاه روز * ز توبه شد احوالشان دلفُروز
فرود آمد آيت بَرِ مصطفى * كه توبه پذيرفت از ايشان خدا « 1 »
بدين مژدگانى بسى خواسته * به درويش دادند آراسته
اسلام علماى نصرانى رومى
چو از روم برگشت فخر بشر * دورا « 2 » گشت قيصر بدين كار در
8075 كه : « گر اين رسول است آن نامور * كه عيسى به ما داد از وى خبر
بود واجب او را پذيرفتنم * نبايد در اين نيك و بد گفتنم
كه گر دين او را بگيرم كنون * بوم رفته از دين عيسى برون
و گر درپذيرم ، مبادا كه اين * نباشد به گيتى در آن پاكدين
به خيره بود رفته دينم ز دست * به هردو سرايم شود كار پست
8080 پژوهيد بايد نكو كارِ او * كه چونست گفتار و كردارِ او »
براين عالمان را بَرِ خويش خواند * از اين در سخُنها فراوان براند ( 170 )
برآن رايشان شد درست آن زمان * كه از وى بپرسند آن مردمان
ز مرغى كه از نور سيّد خدا * به جنّت درون آفريدهست ورا « 3 »
كه او را خدا از چهچيز آفريد * چه كردهست كارش به جنّت پديد
8085 اگر حالِ او بازگويد درست * به ما بربود واجب آن دين نخست
و گر زين فروماند آن تازهدين * ريائى بود كار دينش يقين
كه گفتهست عيسى : « پس از من دگر * نيايد پيمبر جز آن نامور »
بدين كار چندى كه دانا بُدند * به رجحان و برهان توانا بُدند
ز روم آمدند بر دَر مصطفى * به كار پژُوهش ز دينِ خدا
هامش
( 1 ) ( ب 8072 ) . رجوع شود به قرآن كريم ، سورهء مباركهء توبه ( 9 ) آيات 117 تا 119 .
( 2 ) ( ب 8074 ) . دورا - دورأى : دودل ، متردّد .
( 3 ) ( ب 8083 ) . در اصل : جدا . ( مصراع دوم ) صورت « آفريده ورا » موجّهتر مىنمايد .