تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ظفرنامه ( قسم الاسلاميه ) ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
چنين گفت ك : « ز روى افسوس و كين * بگفتيم نز روى طيبت چنين بدان تا مگر بازگردد سپاه * نگرديم در مُلك دشمن تباه پشيمانم اكنون من از گفتِ خويش * به پوزش از آن آمده‌ستم به پيش 7970 سزد گر ببخشى گناهم دراين * به نامى دگر خوانيم همچنين » گناهش ببخشيد فخر انام * براين عبد رحمن ورا كرد نام ز حقّ كرد درخواه آن نامدار * كه يابد شهادت سرانجام كار دعايش به حدّ اجابت رسيد * به گاه ابو بكر گشت او شهيد * از آن پس رسُول و دلاور سپاه * به دشتِ تبوك اندر آمد ز راه 7975 ز مرز أيله سپهدارِ « 1 » آن * بيامد بَرِ مصطفى آن زمان به صُلح آمد و كرد جزيه قبول * امان داد او را براين بر رسُول هميدون هر آن‌كس در آن بُوم‌وبر * به هر شهر و هر ديه بودند سر به صُلح آمدند بر دَرِ مصطفى * از او كامشان گشت يكسر روا گرفتند بر خويش جزيه تمام * امان دادشان پيشواى انام 7980 به هريك يكى عهدنامه بداد * كه كس برنگردند از راهِ داد در آن كشور از مهتران كس نماند * كه منشور صُلح نبى برنخواند چو گشت آن نواحى همه صلحجو * نماندند كس دشمن دين در او * به نزديك آن مُلك يك شهر بود * كش از خوبى و خرّمى بهر بود ورا دُوْمه جندل « 2 » نهادند نام * امير گُزين داشت در اهتمام 7985 أُكَيْد « 3 » آن سرافراز را نام بود * ز ترسايى او را به دل كام بود ( 168 ) در آن مُلك از او بود اومّيد و بيم * مراو را بُدى بىكران زرّ و سيم سپاهى فراوان به فرمانِ او * چو شيرانِ نر پُردل و جنگجو به خالد چنين گفت فخر بشر : * « سپاهى دلاور بدان شهر بر
هامش
( 1 ) ( ب 7975 ) . در اصل : ز مرزا ؟ ؟ ؟ له سهداران ؛ : أيله . كه در رعايت وزن شعر أيلّه ( به فتح ياء و تشديد لام ) خوانده مىشود . ( 2 ) ( ب 7984 ) . دومة الجندل . ( 3 ) ( ب 7985 ) . أكيدر بن عبد الملك ، و اين صورت مطابق است با ضبط طبرى و هر دو سيره ( : عربى و فارسى ) .